براى جنگ شناخته شدهاند در اختيار دارند . سوارهاى ايرانى زين و برگهاى سنتى خود را حفظ كردهاند و روى اين زين خيلى بهتر از هرزين ديگرى مىنشينند و فقط ركابهاى اروپايى را جانشين ركابهاى شرقى كردهاند . ضمنا به آنها مهميز هم داده شده كه برايشان تازگى دارد و چون در موقع سوارى عادت به نشستن روى پاشنهى پا دارند فراموش مىكنند كه مهميز به پايشان است و در نتيجه قسمت متحرك مهميز به رانشان فرومىرود . موقعى كه اين اتفاق مىافتد با چابكى از روى زين بلند مىشوند و از ته قلب به اين اختراع شيطانى كه هم به اسب و هم به سوار صدمه مىزند ، لعنت مىفرستند .
تجهيزات هرسوار به شرح زير مىباشد : نيزهاى كه در انتهاى آن نوار كوچكى به رنگ قرمز نصب شده است ، يك شمشير ، يك تپانچه ، و يك تفنگ كه به سبب بلندى بند آن لزومى ندارد كه در موقع تيراندازى تفنگ را از بند جدا كنند « 2 » .
نيزه از روى نمونههاى متداول در اروپا ، ساخته شده است ، با اين تفاوت كه از نيزههاى اروپايى خيلى سبكتر و بلندتر است و از اينرو به كار بردن آن آسانتر مىباشد .
تعدادى از شمشيرها ساخت انگليس است كه توسط ژنرال ملكم ، كه قبلا دربارهى او سخن گفتهام ، به وليعهد هديه شده است .
لباس نيزهداران نيمتنهاى از ماهوت آبى آسمانى است با يقه و سردست قرمز . لوازم چرمى آنها به رنگ سفيد است و مانند كليهى قواى منظم ايران كلاههاى ملى برسر مىگذارند .
در اينباره يعنى براى تغيير دادن كلاه آنها تاكنون موفقيتى به دست نيامده است .
افسران كمپانى هند پس از ورود به ايران به اتفاق سفير انگليس تا آنجا كه ممكن بود كوشش كردند تا وليعهد را به
هامش
( 2 ) - از مدتها پيش پيشنهاد نمودهام كه نيزهداران قشون روس را با سلاحهاى فوق تجهيز بنمايند زيرا داشتن دو تپانچه مطلقا بىفايده است و باعث دستوپاگيرى اسب و سوار مىشود .