تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 262

مساهمون:

ص٢٦٢
هميشه بر روى پاشنه‌ى پا مىنشينند و يا زانو مىزنند و آن‌قدر بدن را خم مىكنند كه لوله‌ى تفنگ به طور افقى دوپا از زمين فاصله داشته باشد . اين فاصله برابر است با طول دوشاخه‌ى زير تفنگ . چنان‌چه وضع ايجاب نمايد كه سوارها به دشمن حمله‌ور شوند ، بلافاصله بر اسب سوار مىشوند ، در اين حالت از حيث شجاعت ، قدرت و مهارت با غلامها برابرى مىكنند . در چنين مواقع غالبا غلامها به آنها ملحق مىگردند . تعداد غلام تفنگچيها بسيار زياد است و در جنگ اخير و به خصوص در تسخير مجدد لنكران به طور فوق العاده‌اى خودنمايى كردند . آنها كه در اين نبرد ساخلوى لنكران بودند در برابر سه حمله‌ى شديد روسها كه به وسيله‌ى شخص سرتيپ كوتروفسكى هدايت مىشد استقامت نمودند . به طورى كه در جاى ديگر متذكر شده‌ام سرتيپ نامبرده در اين جنگ زخم خطرناكى برداشت و طى اين عمليات چندين افسر از هنگ دلاورش ( نارنجك‌اندازان ) را از دست داد . مواجب غلام تفنگچيها برابر غلامها مىباشد و مانند آنها جزو گارد شاهى هستند . دسته‌ى ديگر سوارنظام ولايات است كه به طور ساده آتلى « 1 » ( سوارنظام ) ناميده مىشوند . ضمنا براى مشخص نمودن آنها از يك‌ديگر اسم ولايت و اسم خان يا بيگى كه فرماندهى آنها را بر عهده دارد به دنبال اسم آنها آورده مىشود . تعداد اين افواج بسيار زياد است و تقريبا تمام قشون ايران را اين افواج تشكيل مىدهند . در راس هرفوج يك رييس قرار دارد كه فرماندهان تحت امر او مىباشند . هر يك از فرماندهان تعداد معينى سپاهى زير دست دارند كه تابع او هستند . سلاحشان هيچ‌گونه نظم و ترتيبى ندارد . بعضيها با تفنگ و تعدادى هم با نيزه مسلحند . نوع ساز و برگ سوارنظام ولايات با مقايسه با افواج سوارنظامى كه در بالا شرح آن را داده‌ام پايين‌تر از متوسط است ولى فوق‌العاده
هامش
( 1 ) - " آت " در زبان تركى به معنى اسب و " آتلى " به معنى اسب‌سوار است . - م .