سخن گفتهام . اين كلمه معنى برده را دارد و آنهايى كه سابقا به اين اسم خوانده مىشدند بيچارههايى بودند كه پادشاه آنها را به كارهاى بسيار پست مىگماشت . اما امروز اين عنوان محترم است . غلامهاى شاه كه تعدادشان به چند هزار نفر مىرسد از ميان گل سرسبد جوانهاى ايرانى برگزيده مىشوند .
شاهزادهها هم غلامهايى دارند كه هنگام جنگ پس از غلامهاى شاه قرار مىگيرند . غلامها همگى بر اسبهاى عربى سوار مىشوند و گارد مخصوص شاه را هنگام محاربه تشكيل مىدهند . آنها دايما به تمرين مشغولند و مهارتشان شگفتانگيز است . به كليهى سلاحها آشنايى دارند ولى در موقع جنگ هميشه قرهبينه ، تپانچه و شمشير به كار مىبرند . مواجب آنها ثابت نيست و كاملا بستگى به نظر شاه دارد . بعضى از آنها فقط بيست تومان مواجب دارند ، در حالى كه بعضى ديگر تا شصت تومان مواجب مىگيرند . اين اختلاف از روى دلخواه است و ارتباطى با درجات ندارد . همهى غلامها برابرند و آنطور كه در افواج ديگر وجود دارد تابع سلسلهمراتب نيستند . آنها پس از شاه فقط يكنفر را مىشناسند و تنها در موقعى مىجنگند كه اين شخص بر آنها فرماندهى بكند . به آنها مانند ساير سوارنظام علاوه بر مواجب چند كيسه گندم از محصول املاك اختصاصى شاه داده مىشود .
سومين گروه سوارنظام كه از سايرين كارآمدترند ، غلامهاى تفنگچى هستند . اين دسته كه وضع مشابهى با دستهى غلامها دارد به شكل آنها سازمان داده شده است و سلاح و اسبشان مانند غلامها است . غلام تفنگچيها به تقليد از سوارنظام اروپايى كه هم سواره و هم پياده مىجنگند به نقطهى موردنظر سريعا حمله مىكنند و سپس در حال پياده تيراندازى مىنمايند . بدين دليل به جاى قرهبينه تفنگهاى فتيلهاى كه لولهى آن داراى خان است به كار مىبرند . در انتهاى اين تفنگها دوشاخهاى از چوب تعبيه شده كه موقع نشانهگيرى تفنگ را بر آن تكيه مىدهند . چند تن از غلام تفنگچيها اسبها را نگاه مىدارند و بقيه تا فاصلهى معينى براى تيراندازى پيش مىروند . بهجاى تيراندازى در حال ايستاده ،
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 261
مساهمون: گاسپار دروويل
ص٢٦١