تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
آنها هم از دسته‌هايى تشكيل مىشد كه بيشتر عملياتشان تجاوز به گرجستان آن هم به منظور تخريب كشور و انهدام منابع آن بود تا يك جنگ واقعى . توپخانه كه هنوز هم به همان شكل وجود دارد ، از چند آتشبار كوچك به كاليبر يك و نيم تا دو ليور تشكيل مىشد كه بر پشت شتر حمل مىنمودند . مجموع اين تجهيزات بسيار ناچيز بود و قادر نبود از ورود و حفظ مناطق اشغالى به وسيله‌ى سربازانى مانند سربازان روسى جلوگيرى بنمايد . چنان‌چه قواى روس تحت فرماندهى افسرانى بود كه به ارزش واقعى ايرانيها و طرز محاربه و به خصوص به نوع تجهيزات آنها آشنا بودند كار بسيار آسانتر بود ولى اين شرايط هيچ‌گاه در گرجستان وجود نداشته است . به استثناى آقاى زيتزيانوف ، هيچ‌يك از افسران ارشد روسى كه فرماندهى قوا را عهده‌دار بوده‌اند روش مناسبى به كار نبستند ، و الا مىتوانستند بدون استفاده از وسايل كلان در مدتى كوتاه و به آسانى ايرانيها را شكست بدهند . اين نقطه‌ى ضعف از نظر فرمانده كنونى ، كه علاوه بر خصايل نظامى به امور سياسى هم وارد است ، به دور نمانده است . در اين دوره بود كه پادشاه پسر دومش عباس ميرزا را به آذربايجان فرستاد . با اين‌كه اين شاهزاده براى اداره‌ى عمليات نظامى هنوز خيلى جوان بود ، از اين پس همه‌چيز صورت تازه‌اى به خود گرفت . عباس ميرزا ابتدا تا آن‌جا كه وسايلش اجازه مىداد بين سربازان چريك نظم برقرار نمود . لازم به تذكر است كه به‌جز سربازان مزبور ، شاهزاده قواى ديگرى در اختيار نداشت . او تمام سربازان فرارى روسى را به خدمت گرفت و آنها را مامور تشكيل فوجها و تعليم سربازان نمود . عباس ميرزا خود نيز فنون نظامى را با همت شگفت‌انگيز و فعاليت كم‌نظير فراگرفت . از اين پس مهارت و خصايل درخشانى كه او را از سايرين متمايز مىنمود ، قابل پيش‌بينى بود . تحت مديريت شاهزاده ، سازمان قشون روزبه‌روز رو به پيشرفت بود ولى در حقيقت پس از ورود ژنرال گاردان و چند افسر فرانسوى همراهش بود كه افراد قشون شباهتى به