تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
اما نادر كه مرد باهوشى بود چون مىدانست كه برترى مشهود اروپاييها در جنگ با تركها به سبب انضباط و نظم قشون آنها است راه و روش اروپاييها را تا آن‌جا كه ممكن بود ، آموخت و محرمانه چند افسر فرانسوى را به خدمت گرفت . نادر همچنين نسبت به ايجاد توپخانه اقدام نمود و تا آن‌جا كه وسايل موجود اجازه مىداد آن‌را به صورت آبرومندى درآورد . ضمنا به منظور تسريع در سازمان دادن قشون اداره و فرماندهى آن را به همين افسران فرانسوى واگذار نمود . آن‌گاه به موجب فرمانى اعلام كرد كه از اين پس قشون به صورت دايم و ثابت درآمده است هركس كه بدون اجازه پست خود را ترك نمايد مجازاتش اعدام است . نادر ايلات مختلف را گرد هم آورد و هميشه آنها را با هم به ميدان جنگ مىفرستاد و با اين روش حس رقابت آنها را برمىانگيخت . وى ضمن سازمان دادن به قشون هنگهايى مركب از دوهزار سرباز به وجود آورد كه فرمانده آنها عنوان سرهنگى را داشت . هرگردان كه از ده دسته تشكيل مىيافت تحت فرماندهى يك مين‌باشى ( سركرده هزار نفر ) و هردسته به فرماندهى يك يوزباشى ( سركرده يكصد نفر ) قرار داشت . معين نايبها هر يك ده سرباز زير دست داشتند و عنوان آنها اون‌باشى ( سركرده ده نفر ) بود . صنف پياده‌نظام را نيز به ترتيب زير طبقه‌بندى نموده بود : 1 - سربازها كه در خط اول جبهه مىجنگيدند . 2 - تفنگچيها كه با قره‌بينه‌هاى بلند دوشاخه‌دار قادر بودند با دقت زياد به هدفهاى نسبتا دور تيراندازى بنمايند . نادر ضمنا براى سوار نظام نيز مقرراتى وضع نمود . از آن‌جا كه قسمت اعظم افراد اين صنف كه از مزدوران ، نوكرها و برده‌هاى خوانين و مالكين بزرگ تشكيل مىشد ، تحت فرماندهى اربابهاى خود بودند ، به هريك از آنها عنوان سلطان داد و هرده تا دوازده سلطان را تحت فرماندهى يك رييس كه عنوان سركاردار داشت ، قرار داد . ضمنا منصب سرتيپى را نيز به وجود آورد كه هريك فرماندهى پنج يا ده هزار نفر را بر عهده داشت و عنوان وى بش‌مين سردار و اون‌مين سردار بود .