از آذربايجان به فرمان وى مستوفى اين ايالت را كه شخص بسيار محترمى هم بود فلك كردند . بر خلاف آنچه تصور مىرفت اين مجازات بدان جهت نبود كه وى مالى دزديده باشد بلكه بدين دليل بود كه اضافه درآمدش را به ارباب گزارش نكرده بود . گاهى مجرمين را تا هزار ضربه چوب محكوم مىكنند . ظاهرا چنين مجازاتى بسيار شديد است اما نتيجهاى كه دربردارد اين است كه مرد محكوم به ناچار مدت پانزده تا بيست روز در بستر مىماند و بر پاى خود مرهم مىگذارد . اما پس از گذراندن اين دوره دوباره سروكلهاش بين مردم ظاهر مىشود و چنان سر دماغ مىنمايد كه گويى اصلا هيچ اتفاقى نيافتاده است و حتى دربارهى اين حادثهى كوچك شوخى هم مىكند .
من از وليعهد دستور داشتم سربازانى را كه براى بار اول از خدمت فرار مىكنند به پانصد ضربه شلاق محكوم كنم ، ولى اين كار مانع از آن نمىشد كه دستههاى ده دوازده نفرى براى ديدن اقوام خود از زير پرچم نگريزند . سربازان فرارى به رفقاى خود مىگفتند كه به جهت يك چنين تنبيه جزيى خود را از لذت ديدار خانواده حتى براى يك شب هم شده محروم نمىكنند . از اينرو تصميم گرفتم تا آنها را به صورت موثرترى تنبيه نمايم بدين ترتيب كه اسبهايشان را مىگرفتم و آنها را با كولهپشتى به دنبال آوردن آب مىفرستادم . اين تنبيه برايشان به قدرى تحقيرآميز بود كه به من مىگفتند مرگ را بر اين خوارى و ذلت ترجيح مىدهند . بايد دانست كه توبرهكشى در اردو كار بسيار پستى است و توبرهكشان از بين پايينترين طبقات مردم برگزيده مىشوند .
زندان در ايران مانند ساير كشورها وسيلهاى براى سلب آزادى است ولى ممكن است عواقب سختى درپى داشته باشد .
از آنجا كه حكام يا روساى پليس براى تغذيهى زندانيان وجهى در اختيار ندارند ، زندانيان نگونبختى كه از خود پولى ندارند و معمولا در محلى كه دستگير شدهاند غريب هستند ، چنانچه شهامت اين را نداشته باشند كه شخصا به زندگى خود خاتمه
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 185
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٨٥