تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
مچ دست ديگر را هم از دست مىدادند . اما از زمانى كه پادشاه مجازات اعدام را براى اين جرم برقرار نمود ديگر حتى يك نفر هم دست به دزدى نمىزند . از اين‌رو مىتوان چنين نتيجه‌گيرى كرد كه شدت عمل از طرف قانون‌گزار نوعى بشردوستى واقعى است چه به اين ترتيب هم جامعه را از جنايات در امان مىدارد و هم خيل اين سيه‌روزان را از وسوسه‌ى ارتكاب جرايم باز مىدارد . مجازات كور كردن در موارد خاص و تنها درباره‌ى اشخاصى كه مورد سوءظن شاه واقع مىشوند اعمال مىگردد . اين بدگمانيها يا به علت دارايى اشخاص و يا نفوذى كه بر مردم دارند ، برانگيخته مىشود . خانهايى كه بر استانهاى بزرگ حكومت مىكنند و يا برادران شخص شاه در معرض اين مجازات قرار دارند . محكومين را به دو طريق از بينايى محروم مىكنند ، يكى درآوردن چشمها كه شكنجه‌اى بس وحشتناك است و ديگرى سوزاندن چشمها كه عملى احتياطى براى رفع خطرى است كه از طرف بعضى اشخاص ممكن است متوجه شاه بشود . براى اين كار چشمهاى محكوم را باز نگاه مىدارند و آهن سرخ شده‌اى را به آرامى از مقابل آن مىگذرانند . در اين حال قرنيه‌ى چشم فورا كدر مىشود و خاصيت بينايى آن از بين مىرود . در گذشته بسيارى از سلاطين از ترس اين‌كه مبادا آهن يا مس سرخ‌شده حس بينايى محكومين را كاملا از بين نبرده باشد دستور مىدادند كه چشم را با نوك خنجر از كاسه در بياورند . زمانى مرسوم بود جوانهايى را كه به خانواده‌هايى تعلق داشتند كه ممكن بود باعث سوءظن شاه بشوند ، خنثى مىكردند ، ولى از هنگامى كه آغا محمد خان عموى شاه فعلى بىاثر بودن اين عمل را ثابت نمود نقص عضو متروك گرديد . زيرا در مورد مردانى كه داراى روحيه‌ى قوى و نيرومند هستند اين عمل بىنتيجه است . مجازات اعدام درباره‌ى جرايمى از قبيل دزدى ، آدمكشى ، هتك ناموس ، خيانتهاى بزرگ ، ياغيگرى و بالاخره