تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
دهند ، بايد از گرسنگى بميرند « 2 » . در نقاطى كه زندان وجود ندارد براى توقيف مجرمين معمولا از كند و زنجير استفاده مىشود . به هرساق پاى محكوم دو قطعه چوب بزرگ كه از يك سو به زنجير آهنين و از سوى ديگر به قفل محكمى متصل است مىبندند . قسمتى از اين كنده‌ها را به اندازه‌اى كه قسمت پايين ساق پا در آن‌جا بگيرد گود مىكنند به طورى كه اين اسباب درست روى قوزك پا قرار مىگيرد . زنجيرى كه دو قطعه‌ى كنده را به هم متصل مىكند به قدرى كوتاه است كه محكوم فقط مىتواند با تانى و به زحمت قدمهاى كوتاه بردارد . چنان‌چه محكوم سعى كند خود را از كند و زنجير رهايى بخشيده ، فرار نمايد به حدى زنجير را مىفشارند كه خون از جريان مىافتد و غالبا ماهها پس از رهايى ، شخص محكوم قادر به راه رفتن نخواهد بود . مجرمين را با توجه به سنگينى جرم آنها با بريدن بينى ، گوشها ، مچ‌دست ، درآوردن چشم و اعدام مجازات مىنمايند . بريدن بينى و گوشها در ايران بسيار متداول است و حتى در مورد جرايم بسيار ناچيز هم اعمال مىشود . كافى است كه شاه يا شاهزادگان بر كسى خشم گيرند تا اين مجازات در باره‌اش اجرا شود . در حال حاضر اجراى اين مجازات نسبت به سابق كمتر متداول است ولى به طورى كه ظواهر امر نشان مىدهد اسلاف پادشاه كنونى از اين وسيله‌ى مجازات خيلى استفاده مىكرده‌اند به طورى كه هم‌اكنون تعداد زيادى از خادمين پير كه بدين وسيله ناقص العضو شده‌اند در حياتند . پيش از جلوس فتحعلى شاه بر اريكه‌ى سلطنت ، مجازات بريدن مچ دست منحصرا در مورد دزدى اعمال مىشد . اما اين مجازات ، شايد ، چنان‌كه بايد باعث ترس بزهكاران نمىشد زيرا آنها غالبا دوباره مرتكب دزدى مىشدند و پس از دستگيرى
هامش
( 2 ) - به هنگام جنگهايى كه در ماه اكتبر سال 1812 صورت گرفت تعدادى اسراى روسى در زندانهاى تبريز به‌سر مىبردند كه حتى به آنها نان هم داده نمىشد و از اين‌رو عده‌اى از آنان خود را با دستمال خفه كردند و فقط دو روز پس از علنى شدن اين جريان بود كه براى آنها جيره‌اى برابر با جيره‌ى سربازان ايرانى مقرر داشتند .