مىكنند و هماندم به مجازات مىرسانند . اجراى مجازاتهاى اول و دوم بر عهدهى فراشها و اجراى حكم اعدام وظيفهى غلامان مىباشد . ابتدا خنجرى در سينهى محكوم فرو مىبرند و سپس سر از تن وى جدا مىكنند . آنگاه از نظر تحقير سر بريده را با لگد به در كاخ مىرانند و آن را ميان گلولاى مىاندازند تا باعث وحشت و عبرت كسانى گردد كه قصد تقليد از مجرم را داشته باشند .
مجازاتهاى تاديبى متداول كه به وسيلهى پليس اجرا مىشود عبارتند از چوب و فلك ، زندان و كند و زنجير . چوب و فلك بر حسب ظاهر اهميت چندانى ندارد ولى درعينحال يكى از دردآورترين مجازاتها است . پس از آنكه مجرم را به پشت خواباندند ، پاهاى او را به هوا بلند مىكنند ، سپس با طنابى دو پاى او را به چوبى كه دو مرد در دست گرفتهاند ، مىبندند . در اين حال كف پاهاى مجرم به طور افقى و چسبيده به هم قرار مىگيرد . آنگاه دو فراش نيرومند كه هريك در حدود پنجاه تركه در اختيار دارند ، متناوبا و با تمام قدرت بر پاى مجرم مىكوبند به طورى كه تركهها از هم مىشكند . يكى از فراشها مامور شمارش ضربات است و تا زمانى كه ضربات به حد تعيين شده نرسيده باشد اين عمل ادامه پيدا مىكند بدون آنكه به فريادهاى الامان ( پوزش خواهى ) كه مجرم نگونبخت در تمام مدت اين تنبيه دردناك لاينقطع سر مىدهد توجه بشود .
طاقت اكثر محكومينى كه اين مجازات را تحمل مىكنند غيرقابل تصور است . من به چشم خود محكومى را ديدم كه پس از چهارصد ضربه شلاق بى آنكه صداى نالهى وى شنيده شود فقط با كلاه صورت خود را پوشانده بود تا دردى را كه احساس مىكرد نمايان نكند . هيچكس از گرفتارى به اين مجازات در امان نيست . شاه حتى بزرگان مملكت را در صورتى كه از آنها نارضايتى داشته باشد به اين مجازات محكوم مىكند . اما بزرگان تنبيه شدن به دستور شاه را باعث بىحرمتى نمىدانند و كينهى وى را به دل نمىگيرند . امروز بين درباريان و حتى وزيران كمتر كسى پيدا مىشود كه پايش به فلك بسته نشده باشد ، آن هم غالبا براى چيزهاى بىاهميت . در آخرين بازديد شاه
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٨٤