درمىآورد . آنها كه اين افتخار نصيبشان مىشود چندان رضايتى ندارند زيرا دختران شاه نه تنها هيچگونه جهيزيهاى به همراه نمىآورند بلكه داماد شاه ناچار است خانه و زندگى مرتبى كه شايستهى موقعيت كنونيش باشد فراهم نمايد .
دامادهاى شاه عموما مردمان بدبختى هستند . آنها مجبورند نسبت به همسران خود نوعى احترام كه بىشباهت به رفتار غلامان نيست بهجا بياورند و بدون اجازه حق نشستن در حضور آنها را ندارند . دامادهاى شاه از گرفتن زنان ديگر و حتى كنيزكان جوان محرومند و چنانچه از اوامر همسران مغرور خويش سرپيچى نمايند ، آنها قادرند و حق دارند شوهران خود را مانند يك بيگانه و به همان شدت مجازات بنمايند .
به نظر مىآيد كه فتحعلى شاه در مورد زنان خود بسيار حسود باشد . اين فكر از اينجا پيدا مىشود كه شاه نسبت به اجراى دستورهاى متعدد و مستمرى كه در مورد نظم و امنيت حرمسرا مىدهد ، بسيار سختگير است و متخلف را هرگز نمىبخشد . البته اين اوامر بيشتر به امنيت شخص خودش مربوط مىباشد . زنهاى شاه معمولا به هنگام شب مسافرت مىنمايند و چنانچه بر حسب اتفاق پيشبينى نشدهاى دنبالهى سفر آنها به روز بيافتد از تيغ آفتاب خواجهها آنها را در ميان مىگيرند و با دقت فوق العاده مراقبت مىنمايند كه نقابشان مرتب و صورتشان كاملا پوشيده باشد . ضمنا تعداد قابل ملاحظهاى سوار در جلو و عقب و پهلو به فاصلهى دويست قدم آنها را همراهى مىكنند . وظيفهى سواران اين است كه مردم را از سر راه دور يا وادار كنند كه روى خود را از سويى كه زنها عبور مىكنند برگردانند و چنانچه كسى گستاخى اين را داشته باشد كه سر خود را برگرداند بلافاصله به وسيلهى زيردستان خواجهباشى به قتل مىرسد .
موقعى كه پادشاه پايتخت را براى يك مسافرت داخلى ترك مىنمايد قريب يكصد تن از زنان خود را در سه گروه به شرح زير همراه مىبرد :
چون پادشاه قبل از عزيمت نقاطى را كه ميل دارد در بين
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٥٦