فرسنگ بيشتر نيست . به ندرت اتفاق مىافتد كه شاه در شهرها يا دهكدههاى بين راه توقف نمايد و هميشه خيمه و خرگاه خود را ترجيح مىدهد . در واقع فصلى را كه شاه براى سفر انتخاب مىنمايد زندگى كردن در زير چادر بر تمام قصرها رجحان دارد . شاه معمولا در اواسط بهار تهران را ترك مىكند .
اين درست فصلى است كه علفهاى بلند جلگهها را فراگرفته است . شاه معمولا تابستان را در خارج از پايتخت به سر مىبرد و فقط در اواخر پاييز به پايتخت مراجعت مىكند .
چهار هزار تن نگهبان شبانهروز به دور محوطهى قرارگاه شاه كشيك مىدهند . اين چهار هزار تن به چهار دستهى هزار نفرى تقسيم شدهاند كه هركدام در سمتى پاسدارى مىكنند . در جلو هريك از اين دستهها يك نفر ميرزا به خدمت مشغول است . كار ميرزا اين است كه نگهبانان را يكايك با صداى بلند به اسم مىخواند و نگهبانها هم به صداى بلند مىگويند حاضر . وقتى كه اسامى همهى افراد خوانده شد ، اين كار از سر گرفته مىشود و متواليا تا صبح ادامه پيدا مىكند .
فتحعلى شاه فوق العاده صرفهجو و خسيس است و به نظر مىآيد لذتى جز انباشتن خزاين ندارد . همه ساله معادل ده تا دوازده ميليون فرانك جواهر مىخرد و آنها را در صندوقها روى هم مىريزد . ضمنا مقدار معتنابهى هم طلا جمع مىكند و از اينرو بالاخره روزى جريان پول در كشورش متوقف خواهد شد .
در دنيا كشورى وجود ندارد كه مانند ايران دادن هديه تا اين اندازه رواج داشته باشد . هركس براى هركارى ناچار است هديهاى بدهد . حتى شخص پادشاه هم براى رعايت سنن جارى گاهى هدايايى مىدهد ، اما اين هدايا به قدرى ناچيز و كمارزش است كه در تهران جنبهى ضربالمثل پيدا كرده است به طورى كه اگر بخواهند حقارت چيزى را نشان دهند مىگويند پيشكشى شاه است .
تقديم پول به شخصيتهاى تراز اول امرى رايج است و پادشاه هم از اين رسم استفاده مىبرد زيرا بدون آنكه پولى
سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 159
مساهمون: گاسپار دروويل
ص١٥٩