تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سفر در ايران ( فارسى ) — صفحة 155

مساهمون:

ص١٥٥
وليعهد اين مناظر را در برابر ادعاهاى آتى خود به فال بد گرفتند و با وجود اين‌كه از روى ادب به وليعهد تبريك مىگفتند و زيبندگى قوايش را مىستودند ، ترشرويى آنها به سهولت قابل رويت بود . مانورهاى بزرگى كه چند روز بعد با شركت تمام صفوف ارتش برگزار گرديد و ضمن آن جنگ كوچكى هم نمايش داده شد ترس و وحشت آنها را افزايش داد . بر آنها مسلم شد كه نيروى متحدشان هم در برابر چنين قشون منظم و با انضباطى ياراى مقابله ندارد ، مضافا به اين‌كه اين قشون از نظر تاكتيك كه براى آنها چيزى ، ناشناخته بود ، مستمرا در حال پيشرفت بود . پسران شاه تا دوازده سيزده سالگى در حرمسراى سلطنتى به سر مىبرند . آن‌گاه هريك از پسران حكومت ايالت يا شهرى را به دست مىآورند و عايدات مربوط به تيول آنها داده مىشود تنها يكى از پسران فتحعلى شاه به نام ميرزا محمود به سن شانزده سالگى رسيد بدون آن‌كه حكومتى به وى داده شود ، زيرا نامبرده با اجازه‌ى شاه از طرف ميرزا شفيع ( صدر حرم ) كه ثروتمندترين شخص ايران است به فرزندى پذيرفته شده بود و از اين‌رو مىتوان گفت كه ميرزا محمود فرزند ميرزا شفيع به حساب آورده مىشد . پادشاه كه از مدتها پيش به دارايى هنگفت اين پيرمرد كه به پنج ميليون تومان مىرسد چشم طمع دوخته بود و نمىدانست به چه وسيله اين دارايى را به چنگ بياورد به اين امر خلاف قانون رضايت داده بود . اين عمل در همان موقع مورد اعتراض بزرگان خانواده‌ى وزير كهنسال قرار گرفت ، زيرا آنها از ارثى به اين عظمت محروم مىشدند ، ارثى كه درباره‌ى آن خيلى حساب كرده بودند . پسران شاه در عنفوان جوانى ازدواج مىكنند . گاهى كنيزهاى جوانى به آنها مىدهند كه تا زمانى كه پدرشان زنى را برايشان انتخاب نكرده ، با آنها به سر مىبرند . در مواردى هم با زنانى كه برايشان عقد شده است زندگى مىنمايند . شاه دختران خود را به عقد ازدواج بزرگان دربارى