باب ثا و را و آنچه پس از آنهاست
ثرا
[ ث ] : ( با الف كوتاه ) . جايگاهى ميان « رويثه » و « صفراء » پايين دره جىّ مىباشد . گمان مىكنم [ 921 ] راه حاجيان از آنجا بگذرد . ابو عمر آن را ثرا ( با فتح اول ) ضبط كرده و اين نادرست است . « يوم ذى ثرا » يكى از روزهاى تاريخى عرب است .
ثراثر
[ ث ث ] ( پس از الف ، ثاى سه نقطهء مكسور ) : جايگاهى است كه در شعر شمّاخ آمده است .
ثرام
[ ث ] : در كتاب نصر با كسرهء ث آمده است .
گردنهاى در سرزمين بنى اواس پسر حجر پسر هنو پسر ازد پسر غوث در يمن است . زهير غامدى چنين سروده :
افى ان طلبنا اهل جرم بذنبهم * زففتم كما زفّ النّعام النّوافر
حديث اتانا عن ثرام و اهلها * بنى عامر و اودعتنا الاساور
فانّى زعيم ان تعود سيوفنا * بايماننا كانّهنّ مجازر « 1 »
ثربان
[ ث ر ] ( با باى تك نقطه ) . دژى در كارگزارى صنعا در يمن است .
ثربان
[ ث ر ] : به گفتهء نصر دو كوه در سرزمين بنى سليم است .
ثرب
[ ث ] : شايد واحد واژهء پيشين باشد . نام چاهى در سرزمين محارب است .
ثرثار
[ ث ] : درهاى بزرگ در جزيره [ كردستان ] است كه در هنگام باريدن ، آبش فزونى يابد و در تابستان جز چند جا آب ايستاده و گرم شده و چند چشمهء كم آب ندارد ، و اين بيابان سنجار و تكريت باشد كه در روزگار گذشته زيستگاه قبيلهء بكر وائل بود و بيشتر آن را بنى تغلب از ايشان گرفتند . در آن بخشها چند واقعهء تاريخى براى عربها رخ داده است كه شعر بسيار دربارهء آن سرودهاند . من چند بار آن را ديدهام . فاضلاب رود هرماس و رود نصيبين بدانجا مىريزد و از حضر كه شهر « ساطرون » است مىگذرد و در پايين تكريت به دجله مىريزد . گويند كشتيرانى داشته است و دههاى بسيار و آباد در كرانههاى آن بوده ولى اكنون چنان است كه گفتم .
ريشهء آن به گفتهء كوفيان از « ثرّ » به معنى بسيار باشد چنان كه از ريشهء « ملّ » « تململ » را مشتق سازند و از « ضحّ » كه به معنى
هامش
( 1 ) . اگر اهل « جرم » را به گناهشان بازخواست كنيم جشن خواهيد گرفت چنان كه شترمرغها خرسند خواهند شد . سواران خبرى از « ثرام » و مردمش بنى عامر براى ما آوردهاند . . . .