تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 771

مساهمون:

ص٧٧١
و قلت له اين الّذين عهدتهم * بربّك فى خفض و عيش ليان
فقال مضوا و استودعونى بلادهم * و من ذا الّذى يعترّ بالحدثان
و انّى لابكى اليوم من حذرى غدا * و اقلق و الحيّان مؤتلقان « 1 »

توبن

[ ت ب ] ( با باى تك نقطه و نون پايانين ) : ديهى در نسف در فرارود است . از آنجا است امير دهگان ابو بكر محمد پسر محمد پسر جعفر عباس توبنى . او از ابو يعلى عبد المؤمن پسر خلف نسفى برشنود . در سال 380 درگذشت . گروه بسيار ديگر نيز به توبن نسبت دارند .

توبه

[ ت ب ] : تل توبه [ ت ل ل ت ب ] : ويرانه‌اى است كه به نينوا در خاور موصل كه آن را در « تل توبه » ياد كردم .

توث

[ ت ] ( با ثاى سه نقطه در پايان ) . نام چند جايگاه است : يكى از ديه‌هاى بوشنج است . ديهى در يك منزلى اسفراين است آنگاه كه به سوى گرگان روى . از آنجا است : 1 - ابو القاسم على پسر طاهر كه مردى خوش سيرت بود . در بغداد از ابو محمد جوهرى برشنود و در ديه خود به سال 408 درگذشت . 2 - يوسف پسر ابراهيم پسر موسى ابو يعقوب توثى از توث اسفراين . پيرى نيكوكار ، فقيه و دانشمند بود . از ابو بكر شيروئى و از نصر اللّه خشام و از ابو حامد احمد پسر على پسر محمد پسر عبدوس برشنود . ابو سعد در توث از او برنوشت . او در توث به سال 479 زاده شد و در همانجا به رجب سال 546 درگذشت . نيز توث ديهى در مرو است . ابو سعد گويد : اين ديه را « توذ » با ذال نقطه‌دار گويند . بدينجا نسبت دارد : 1 - ابو الفيض بحر پسر عبد اللّه پسر بحر توثى مروزى . اديب و از [ 889 ] شاگردان ابو داود سليمان بن معدّ شيخى بود . 2 - جابر پسر يزيد بو الصّلت توثى . مردى با معرفت بود . به روزگار عمر بن عبد العزيز والى « وادى » شد . پسرى به نام « صلت » داشت . پسر اين صلت به نام « علا » و نيز رافع بن اشرس از وى روايت دارند . 3 - علاء پسر صلت پسر جابر توثى . از پدرش روايت دارد . حسين پسر حريث نيز از وى . 4 - محمد پسر احمد پسر حيان توثى ابو جعفر : از عبد اللّه پسر احمد پسر شبويه و از عبد اللّه پسر عمر و از منصور پسر شاه و از عمير پسر افلح و جز ايشان از مروزيان ديگر برشنود . 5 - ابو منصور محمد پسر احمد پسر عبد اللّه پسر منصور توثى مروزى : نيكوكار و پاكدامن بود . از امام عبد الرزّاق ماحوانى فقه آموخت و حديث بسيار نوشت . از ابو المظفّر منصور پسر محمد سمعانى و از ابو القاسم اسماعيل پسر محمد زاهرى و از امام ابو الفرج عبد الرحمن پسر احمد سرخسى فقيه شافعى معروف به « زار » و از ابو سعد محمد پسر حارث حارثى برشنود . تاج الاسلام از او برنوشت . پيرامن سال 460 زاده شد . و در شنبه 12 ربيع الثانى 530 درگذشت . 6 - عبد الواحد پسر محمد پسر عبد الجبار پسر عبد الواحد پسر عبد الجبار ابو بكر توثى مروزى . فقيه ديه خود بود .
هامش
( 1 ) . هنگامى كه « توباذ » را ديدم در شگفت شدم و هنگامى كه او مرا ديد خدا را تسبيح گفت . پرسيدم : ياران كه در اينجا خوش بودند كجا شدند ؟ گفت رفتند و شهرشان را به من سپردند ، كيست كه بتواند به روزگار اطمينان كند ؟ من اكنون از بيم فردا مىگريم . . .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 771 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى