[ 885 ] صاحب « تاريخ تنيس » گويد : پرندگان در تنيس موسمى دارند « 1 » كه در شهرهاى ديگر چنان ديده نمىشود .
يكصد و سى و اند گونه پرنده در آنجا گرد آيند مانند :
سلوى ، نفح المملوح ، نصطفير ، زرزور ، بازرومى ، صفرى ، دبسى ، بلبل ، سقاء ، قمرى ، فاخته ، نواح ، زريق ، نونى ، زاغ ، هدهد ، حسينى ، جرادى ، ابلق ، راهب ، خشّاف ، بزين ، سلسله ، درد راى ، شماص ، بصبص ، اخضر ، ابهق ، ازرق ، خضير ، ابو الحناء ، ابو كلب ، ابو دينار ، وارية الليل ، وارية النهار ، برقع امّ على ، برقع امّ حبيب ، دورى ، زنجى ، شامى ، شقراق ، صدر النحاس ، بلسطين ، ستة الخضراء ، ستة السوداء ، اطروش ، خرطوم ، ديك الكرم ، ضريس ، رقشة الحمراء ، رقشة الزرقاء ، كسر جرز ، كسر لوز ، ابن سمان ، ابن مرعة ، يونسة ، وروار ، صردة ، حصيت حمراء ، قبرة ، مطوّق ، سقسق ، سلار ، مرغ ، سكسكة ، ارجوجة ، خوخة ، فرد قفص ، اورث ، سلونية ، سهكه ، بيضاء ، لبس ، عروس ، وطواط ، عصفور ، روب ، لفات ، جرين ، قليلة ، عسر ، احمر ، ازرق ، بشرير ، بون ، برك ، برمسى ، حصارى ، زجاجى ، بح ، حمر ، رومى ، ملاعقى ، بط صينى ، غرياق ، اقرح ، بلوى ، سطرف ، بشروش ، وزّ الفرط ، ابو قلمون ، بو قير ، ابو منجل ، نجع ، كركى ، غطاس ، بلجوبد ، بطميس ، بجوبة ، رقادة ، كروان ، بحرى ، كروان حرحى ، قرلّى ، خروطة ، حلف ، ارميل ، قلقوس ، لدد ، عقعق ، بوم ، ورشان ، قطا ، درّاج ، حجل ، بازى ، صردى ، صقر ، هام ، غراب ، ابهق ، باشق ، شاهين ، عقاب ، حداء ، رخمة ، و گويند « نجع » از پرندگان جيحون باشد . و جز اينها از پرندگان نهر جيحون و پرندگان دو نهر عراق ، دجله و فرات هستند . و گويند كه بصبص بر پشت هر پرندهاى كه بتواند سوار شده خود را به تنيس مىرساند . پرندگان فراوان كوچك و بزرگ كه نامهايشان [ 886 ] دانسته نيست خود را به تنيس مىرسانند . در آنجا هفتاد و نه گونه ماهى يافت شود كه از آنهاست :
بورى ، بلمو ، برو ، لبب ، بلس ، سكس ، اران ، شموس ، نسا ، طوبان ، بقسمار ، احناس ، انكليس ، المعينة ، البنىّ ، ابليل ، الفريص ، دونيس ، مرتنوس ، اسقملوس ، نفط ، خبار ، بلطى ، حجف ، قلارية ، رخف ، عير ، تون ، لت ، قجاج ، قروص ، كليس ، اكلس ، فراخ ، قرقراج ، زلنج ، لاج ، اكلت ، ماضى ، جلاء ، سلاء ، برقش ، بلك ، مسط ، قفا ، سور ، حوت الحجر ، بشين ، شربوت ، بساس ، رعاد ، مخيرة ، لبس ، سطور ، راى ، ليف ، لبيس ، ابرميس ، اتونس ، لباء ، عميان ، مناقير ، قلميدس ، حلبوة ، رقاص ، قريدس ، جبر ، هوكباره ، صيح ، مجزع ، دلّينس ، اشبال ، مساك الابيض ، رقروق ، ام عبيد ، سلور ، ام اسنان ، انسارية ، لجاة .
گروهى بسيار از دانشمندان بدانجا نسبت دارند :
1 - محمد پسر على پسر حسين پسر احمد ابو بكر تنّيسى معروف به نقّاش . ابو القاسم دمشقى گويد : او در دمشق از محمد پسر حريم و از محمد پسر عتاب زفتى و از احمد پسر عمير پسر جوصا و از حمامه پسر محمد و از سعيد پسر عبد العزيز و از سلّام پسر معاذ تميمى و از محمد پسر عبد اللّه مكحول بيرونى ابو عبد الرحمن سنانى و از ابو القاسم بغوى و از زكريا پسر يحيى ساجى و از ابو بكر باغندى و از ابو يعلى موصلى و جز ايشان برشنود . دار قطنى و جز وى از او روايت دارند . وى در شعبان سال 369 درگذشت . زايچهء او رمضان 282 بود .
2 - ابو زكريا يحيى پسر ابو حسّان تنّيسى شامى . ريشهء او از دمشق است و در تنّيس مىزيست . از ليث پسر سعد روايت دارد .
هامش
( 1 ) . يعنى در فصلى از سال به آنجا مىآيند .