تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 730

مساهمون:

ص٧٣٠

باب تاء و سين و آنچه پس از آن‌هاست

تسارس

[ ت ر ] : ( با دو سين بىنقطه ) . حافظ ابو عبد اللّه ابن النجار برايم گفت كه : ابو البركات محمد پسر ابو الحسن على پسر عبد الوهاب پسر حليف برايم گفت كه « تسارس » كاخى در برقه بوده است و نياكان من از آنجا بودند . ابو البركات از سلفى روايت مىكند . پدر او ابو الحسن از بزرگان بود كه ابن قلاقس او را در شعرى ستوده است و خود نيز شعر مىسرود . او شعر ابن قلاقس را نيز گردآورى كرد . نام وى ابو الفتح نصر اللّه پسر قلاقس است . ابو الحسن زيد پسر على تسارسى نيز به همين كاخ نسبت دارد كه فقيهى فاضل بود . پسر او ابو الرضا على پسر زيد پسر على خيّاط تسارسى است . او از ابو طاهر سلفى روايت دارد . گروهى نيز از وى حديث كنند مانند حافظ ابو عبد اللّه محمد پسر محمود پسر نجّار بغدادى . او مىگفت : نياى من از تسارس بود و پدرم در اسكندريه زاده شد . ابن قلاقس اسكندريه‌اى دربارهء زيد هجويه‌ها سروده كه از آن جمله است :
رقّ ابن التّسارسىّ المعانى فى * الحديث الّذى يضاف اليه
صار يجرى على الجوارى الجوارى * و يعانى اقتضاءها بيديه « 1 »

تستر

[ ت ت ] : امروز بزرگترين شهر خوزستان است [ 848 ] و آن معرب « شوشتر » است . زجاجى گويد : از آنش بدين نام خواندند كه مردى از بنى عجل كه او را « تستر پسر نون » مىگفتند آن شهر را بگشود ، پس به نام او خوانده شد . اين درست نيست و درست آن است كه حمزهء اصفهانى گويد : « شوشتر شهرى به خوزستان معرب شوش با دو شين نقطه‌دار باشد » او مىگويد : اين واژه به معنى زيبا و خوش آب و هوا است و به هر يك از اين نامها كه خوانده شود جايز است . او مىگويد ، شوشتر به معنى صفت تفضيلى باشد چنان كه گويى « خوش آب و هواتر و زيباتر » زيرا كه پسوند « تر » معنى صفت تفضيلى مىسازد . ايشان ( ايرانيان ) كبير را بزرگ خوانند و اكبر را بزرگتر گويند و اين قانونشان همگانى است . او گويد : شوش به شكل باز و شوشتر به شكل اسب و جندى شاپور به صورت صفحهء شطرنج روى زمين ساخته شده است . در خوزستان رودخانه‌ها بسيار و بزرگترين آنها رودخانهء شوشتر است كه شاپور ، شادروان را بر روى آن نزديك دروازهء شوشتر بساخت تا آب آن رودخانه به شهر درآيد زيرا شوشتر بر روى زمين بلندى قرار گرفته است . و اين شادروان ، سدى
هامش
( 1 ) . ابن تسارسى در شعرهايى كه به او نسبت مىدهند نازك خيال است . كارها با دختران مىكرد ، فلانشان را با دستهايشان باز مىكرد .