تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 728

مساهمون:

ص٧٢٨

ترويه

[ ت و ى ] : جايى است در مكه . از آنش بدين نام خواندند كه در آنجا مشكها را از آب پر مىكردند و به عرفه مىبردند كه در آنجا آب يافت نمىشد . اين گفتهء عياض است .

ترياده

[ ت د ] : ديهى در يمن در مخلاف « بعدان » است .

ترياع

[ ت ] : ( با عين بىنقطه در پايان ) . به خامهء احمد پسر احمد معروف به « اخى شافعى » ديدم دربارهء شعر جرير به روايت سكّرى [ س ك ك ] نوشته است :
خبّر عن الحىّ بالتّرياع غيّره * ضرب الاهاضيب و النأآجة العصف
كانّه بعد ثحنان الرّياح به * رقّ تبيّن فيه اللّام و الالف
خبّر عن الحىّ سرّا او علانية * جادتك مدجنة فى عينها وطف « 1 »

ترياق

[ ت ] : ( هموزن داروى معروف پادزهر - افيون - ) . نام ديهى از هرات است . از آنجاست : ابو نصر عبد العزيز پسر محمد پسر ثمامهء ترياقى . از ابو محمد عبد الجبار پسر محمد پسر عبد اللّه جراحى مروزى و از ابو القاسم ابراهيم پسر على و جز ايشان از مردم هرات روايت دارد . ابو الفتح عبد الملك پسر عبد اللّه كروخى آخرين كس بود كه در بغداد از وى روايت دارد . همچنين ابو جعفر حنبل پسر على پسر حسين صوفى شجرى و جز او از وى حديث كنند . ترياقى در رمضان سال 483 در هرات درگذشت و به گفتهء ابو سعد به دروازهء خشك به خاك شد .

تريك

[ ت ] : جايگاهى در پايين يمن است كه مرداب و باتلاق مىباشد . « روضه » اى نيز در آنجاست كه در روضه‌ها ياد كرديم .

تريم

[ ت ر ] : نام يكى از دو شهر حضرموت است . حضرموت نام همهء آن سرزمين و دو شهر آن به نامهاى « شبام » و « تريم » است و آن نام دو قبيله است كه آن شهر به نام ايشان ناميده شده . اعشى سرايد :
طال الثّواء على تريم * و قد نأت بكر بن وائل « 2 »

تريم

[ ت ى ] : نام دره‌اى بين « مضايق » و درهء ينبع است . ابن سكّيت گفته است كه به مدين نزديك باشد . كثّير چنين مىسرايد : [ 847 ]
اقول و قد جاوزت من صحن رابغ * مهامه غبرا يفزع الاكم آلها
أ ألحىّ أم صيران دوم تناوحت * بتريم قصرا و استحثّت شمالها « 3 »
فضل پسر عباس لهبى نيز چنين مىسرايد :
كانّهم و رقاق الرّبط تحملهم * و قد تولّوا الارض قصدها عمرو
دوم بتريم هزّته الدّبور على * سوف تفرّعها بالجمل محتضر « 4 »
هامش
( 1 ) . [ از آن قبيله در « ترياع » خبر بياور كه طوفانها آن را درهم ريخته . . . ] نخستين شعر اين قطعه در چ ع 1 : 833 : 11 نيز ديده مىشود . « ترياع » در اين جا با دو نقطه و در آنجا با تك نقطه است . ( 2 ) . اندوه براى « تريم » به درازا كشيد ، بكر بن وائل دور شد . ( 3 ) . اكنون كه از صحنهء « رابغ » دور شده‌ام مىگويم : در « تريم » آيا قبيله است كه نوحه‌سرايى مىكند يا گلهء « دوم » در آن ؟ . . . چ ع 2 : 727 : 22 . ( 4 ) . طوفانها « دوم » را در « تريم » از جا كنده‌اند . . . .