در آن از توان من بيرون است . من [ ياقوت ] گويم : ترمد ( ت م ) غير از « ثرمداء » است زيرا كه ثرمداء آبى از آن بنى سعد پسر زيد منات پسر تميم در « ستارين » و ديگرى در يمامه است و ترمد آبى از آن بنى اسد است .
ترمذ
[ ت / ت / ت م ] : ابو سعد گويد : مردم در چگونگى اين واژه اختلاف كردهاند . برخى آن را به فتح تاء و بعضى به ضم و برخى ديگر به كسر آن خوانند و زبان مردم خود شهر ، فتح تاء است و آنچه ما در گذشته آموختهايم كسر تاء و ميم باشد . اديبان و فهميدگان آن را به ضم تاء و ميم تلفظ كنند و هر يك از اين گروهها براى تلفظ خود معنايى مىآورند .
ترمذ شهرى معروف و بزرگ و در كرانهء خاورى نهر جيحون است كه با سرزمين چغانيان هممرز است و كهنه دژى دارد كه رباطهايى بارودار دورادور آن را فراگرفته است . بازارهايش با آجر فرش شده و آب آشاميدنى ايشان از سوى چغانيان آيد زيرا كه جيحون تنها روستاهاى ايشان را سيراب مىكند .
نهّار پسر توسعه در نكوهش قتيبة بن مسلم باهلى و در عزاى يزيد پسر مهلّب چنين سروده است :
كانت خراسان ارضا اذ يزيد بها * و كلّ باب من الخيرات مفتوح
فاستبدلت قتبا جعدا انامله * كانّما وجهه بالخلّ منضوح
هبّت شمالا خريقا اسقطت ورقا * و اصفرّ بالقاع بعد الخضرة الشّيح
فارحل هديت و لا تجعل غنيمتنا * ثلجا تصفّقه بالتّرمذ الرّيح
انّ الشّتاء عدوّ لا نقابله * فارحل هديت و ثوب الدّفء مطروح « 1 »
[ 844 ] سه بيت آخر اين پنج بيت به مالك پسر ريب نيز نسبت داده شده كه دربارهء سعيد پسر عثمان عفان سروده است .
از منسوبان معروف به اين شهراند :
1 - ابو عيسى محمد بن عيسى پسر سورهء ترمذى كور نگارندهء « صحيح » و يكى از پيشوايان است كه از ايشان در علم حديث پيروى مىكنند . او « جامع » و « علل » را دقيق و استوار تأليف كرده كه در درستى ضرب المثل شده است . وى شاگرد محمد بن اسماعيل بخارى است و با او در استادانش قتيبه پسر سعيد و على پسر حجر و ابن بشّار و جز ايشان شريك است . ابو العباس محبوبى و هيثم پسر كليب چاچى و جز آن دو از وى روايت دارند . او در ديه « بوغ » به سال دويست و هفتاد و اند درگذشت .
2 - ابو اسماعيل محمد پسر اسماعيل پسر يوسف ترمذى سلمى . او از ابو نعيم فضل پسر دكين و همطبقگان او برشنود .
مردى دقيق و آشنا با مذهب سنت بود و در بغداد مىزيست و در آنجا حديث گفت . ابن ابى الدّنيا و قاضى ابو عبد اللّه محاملى و ابو عيسى ترمذى و بو عبد اللّه نسائى - اين دو در « صحيح » خود - از وى روايت دارند . او به بغداد به سال 280 درگذشت .
جز اينان نيز بدانجا نسبت دارند .
3 - احمد پسر حسن پسر جنيدب ابو الحسن ترمذى . حافظ و جهانگرد بود . شام و عراق را بگرديد . در مصر از سعيد پسر حكم پسر ابو مريم و كثير پسر عفير و گروهى ديگر در شام نيز از آدم پسر ابو اياس و در عراق از ابو نعيم و احمد بن
هامش
( 1 ) . هنگامى كه يزيد در خراسان بود دروازههاى نيكويى بر آن باز بود . پس قتيبه چنگال خود را با رويى ترش باز كرد ، گويى باد خزان برگهاى سبز را زرد كرد و بر زمين ريخت . دور شو از « ترمذ » و براى ما تگرگ نياور ، زمستان دشمنى است كه توان آن را نداريم .