داشتند تا آنگاه كه ابو العباس عبد اللّه پسر ابراهيم پسر اغلب برادر خود - اغلب - را به سوى ايشان فرستاد و او شمارى فراوان از آنان و رستميان را بكشت و سرهاى ايشان را براى برادرش ابو العباس فرستاد و او آنها را در شهر قيروان بگردانيد و بر « دروازهء رقاده » به دار زد . فرمانروايى رستمزادگان ( بنى رستم ) « 1 » بر تاهرت يكصد و سى سال بود .
محمد پسر يوسف پسر عبد الرحمن پسر عبد الوهاب پسر رستم كه به روزگار چيرگى ابو الخطّاب عبد الاعلى بر افريقيه جانشين ابو الخطاب بود و در قيروان مىزيست گويد : چون پسر سمح پسر عبيد پسر حرملهء غافرى محمد بن اشعث ، ابو الخطاب را در ماه صفر 144 كشت ، عبد الرحمن خانواده و دارايى سبك خود را برداشته از قيروان بگريخت و آنجا را رها كرد . پس اباضيان « 2 » به گرد او جمع آمدند و وى را به پيشوايى پذيرفتند و شهرى براى زندگى بنيان نهادند . پس به جايگاهى كه امروز تاهرت است و در آن روزگار مرداب و نىزار بود فرود آمدند . عبد الرحمن زمينى چهار گوشهء خشك يافته در آنجا فرود آمد ، پس بربرها به زبان خود گفتند او در « تاهرت » فرود آمده - و تاهرت به زبان بربرى به معنى دف است - زيرا كه آن زمين چهار گوش بود و چون هنگام نماز آدينه شد همانجا نماز گزارد و هنگامى كه از نماز فارغ شد نعرهء شيرى در نىزار به گوش رسيد ، پس شير را زنده گرفته به آن جايگاه كه نماز گزارده بود نزد او آوردند و همانجا آن حيوان را كشتند . عبد الرحمن رستم زاده اين پيشامد را به فال گرفته گفت اينجا شهرى خواهد بود كه هرگز از خونريزى و جنگ دور نماند . پس آغاز به ساختمان شهر كردند و مسجدى در آن جايگاه ساختند و چوبهايى از آن نىزار كنده بياوردند كه تاكنون نيز چنان است و مسجد آدينهء آن شهر مىباشد . زمين تاهرت ، ملك مردمى مستضعف از طوايف « مراسه » و « صنهاجه » بود ، پس عبد الرحمن از ايشان خواست كه زمين را به او بفروشند [ 816 ] و ايشان خوددارى نمودند . پس موافقت كرد كه خراج بازار را به او بدهند تا اجازه دهد در سرزمينهاى او خانه بسازند و ايشان ساختند و آن را « اردوگاه عبد الرحمن رستم زاده » ناميدند كه تا امروز پابرجاست .
مهلّبى گويد : ميان « اشير » و « تاهرت » چهار مرحله راه است كه آن را « تاهرت كهن » و « تاهرت نوين » گويند و تاهرت كهن را « تاهرت عبد الخالق » نيز نامند . يك سلسله از پادشاهان ايشان فرزندان محمد پسر افلح پسر عبد الرحمن رستمزاده بودند .
به تاهرت نسبت دارد : ابو الفضل احمد پسر قاسم پسر عبد الرحمن پسر عبد اللّه تميمى بزّاز تاهرتى . او از قاسم پسر اصبع و از ابو عبد الملك پسر ابو دكيم و از ابو احمد پسر فضل دينورى و از ابو بكر محمد پسر معاويه قرشى و از محمد پسر عيسى پسر رفاعه روايت مىكند . ابو عمر پسر عبد البرّ و جز او از وى روايت دارند .
تاياباذ :
بعد از الف دوم ، باى تك نقطه و الف و ذال نقطهدار است . « 3 »
نام ديهى از بوشنج از كارگزارى هرات باشد .
بدانجا نسبت دارد : ابو العلاء ابراهيم پسر محمد تايابادى كه فقيه كراميان و پيشواى ايشان بود . حافظ ابو القاسم على پسر حسن پسر هبة اللّه دمشقى و جز او از وى روايت دارند .
هامش
( 1 ) . بنى رستم در مغرب ميانه يا الجزائر از سال 138 ه ( 755 م ) تا 297 ه ( 909 م ) حكم راندند و مركز حكومتشان « تاهرت » بود . تعداد حكام اين خاندان ده نفر است ولى نامهاى ايشان بدرستى معلوم نيست . اين سلسله بدست ابو محمد عبيد اللّه محمدى نخستين فرمانرواى فاطميان اسماعيلى منقرض شد . ( تاريخ دولتهاى اسلامى و خاندانهاى حكومتگر : ج 1 : 91 ) رستميان در تاريخ اسلامى آفريقاى شمالى داراى اهميت ويژه هستند لذا براى تاريخ اين سلسله به مقالهء رستميان به قلم ژ . مارسه در دائرة المعارف اسلام ؛ زامباور : 64 ؛ سلسلههاى اسلامى بوسورث : 48 - 50 نگاه كنيد .
( 2 ) . اباضى مذهب گروهى از خارجيان بوده است كه تا به امروز در ليبى شمال آفريقا و مسقط عمان باقيماندهاند .
( 3 ) . مدتها اين نام را به صورت عرب زدهء « طيّبات » مىخواندند و امروز آن را « تايباد » گويند . ن . ك لغتنامه دهخدا حرف ط . ص 384 .