بليل
[ ب ] با دو لام . نام آبشخور صفّين است كه به نقل حازمى در شعر آمده است .
بلينا
[ ب ى ] با الف كوتاه . نام شهرى در كرانهء باخترى نيل در صعيد مصر است . گويند در آنجا طلسمى هست كه هرگاه يك تمساح از آنجا بگذرد وارونه گردد . [ 736 ]
بليونش
[ ب ن ] با شين نقطهدار . شهرى در بخشهاى « سبتة » در مغرب است .
بليّة
[ ب ل ى ى ] نام تيهاى است در يمامه كه در مرثيهاى آمده است كه جرير براى همسرش كه در پائين اين تپه به خاك شده بود سروده است :
لولا الحياء لها جنى استعبار * و لزرت قبرك و الحبيب يزار
كنت القرين و اىّ علق مظنّة * و ارى بنعف بليّة الاحجار « 1 »
محمد پسر ادريس گويد : « بلية فم واحد » « 2 » و به گواه گويد :
و ارى بنعف بليّة الاحجار « 3 »
بليين
[ ب ل ى ى ] به وزن تثنيت بلىّ كه واژهء پسين است . شاعران بسيار كه اين گونه نامها را تثنيت مىبندند ، يا براى پر كردن وزن شعر و يا آنكه جايگاهى ديگر را همراه آن فرض مىكنند ، چنان كه در « قمران » و « عمران » كنند . ابراهيم پسر هرمه چنين مىسرايد :
اهاجك ربع بالبليّين كاثر * اضرّ به ساف ملثّ و ماطر « 4 »
بلّى
[ ب ل ى ى ] بخشى در اندلس از « فحص البلّوط » « 5 » است . حازمى دربارهء حديث خالد بن وليد گويد : ذو بلّى [ ب ل لا ] با الف كوتاه نام جايگاهى معيّن نيست . بلكه دربارهء هر كس كه چنان دور شود كه ندانند در كجا است گويند : [ هو بذى بلّا - او در ناكجا آباد است ] « 6 » براى دفع شبهه آن را ياد كرديم نه آنكه نام جايگاهى باشد .
بلىّ
[ ب ل ى ى ] در كتاب نصر است كه بلىّ تپهاى كوتاه در پايين « حاذه » ميان آن و « ذات عرق » است و گاه در شعر تثنيت بسته شود .
حفصى گويد : « بلو » و « بلىّ » از آبهاى « عرمه » است . خطيم عكلى كه از دزدان است چنين مىسرايد :
الا ليت شعرى هل ابيتنّ ليلة * باعلى بلىّ ذى السّلام و ذى السّدر
و هل اهبطن روض القطا غير خائف * و هل اصبحنّ الدّهر وسط بنى صخر « 7 »
و هل اسمعن يوما بكاء حمامة * تنادى حماما فى ذرى قصب خضر
و هل ارين يوما جيادى اقودها * بذات الشّقوق او بانقائها العفر
هامش
( 1 ) . اگر شرمم نمىآمد مىگريستم و از گورت ديدار مىكردم . تو همسر نيكوى من بودى و اكنون در بلندى « بليد » تنها سنگها را مىبينم .
( 2 ) . در متن چنين است .
( 3 ) . و در بلندى « بليه » سنگها را مىبينم .
( 4 ) . آيا خانههاى گرم « بليين » كه ابرهاى بارندهاش زيان رسانيده ترا به هيجان آورد ؟
( 5 ) . چ ع ، ج 1 ، ص 733 ، س 3 .
( 6 ) . « بن بلا » امروز نيز از كنيتهاى معروف مغرب است .
( 7 ) . گويندهء اين بيت دوم از پنج بيت را ياقوت در چ ع ، ج 2 ، ص 856 س 10 « حطيم محرزى » - با حاى بىنقطه - به جاى « خطيم عكلى لص » ناميده است و هشت جاى ديگر با خاى نقطهدار است . ن . ك : فهرست اعلام وستنفلد ج 6 ص 400 و 416 .