تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 620

مساهمون:

ص٦٢٠
ابو بكر خطيب از وى روايت كرد كه چون زاد روزش را پرسيدم پاسخ گفت : در بغداد به سال 373 بوده است ، زادگاه پدرم نيز « بلد » مىبود و به سال 447 درگذشت . 11 ) محمد پسر زريق پسر اسماعيل پسر زريق ابو منصور مقرى بلدى ، در دمشق ماندگار شد از ابو يعلى موصلى و از محمد پسر ابراهيم پسر منذر نيشابورى در آنجا روايت مىكرد . 12 ) ابو على حسن پسر هشام پسر عمر بلدى . او در بصره از ابو بكر احمد پسر عمر پسر حفص قطرانى از محمد پسر طفيل از شريك و از صلت پسر زيد ، از ليث از طاووس از ابو هريره روايت مىكند كه پيامبر ( ص ) گفت : غرّ محجّل ( - اسبانى كه پيشانى و حلقهء پاسفيد دارند ) شمائيد . تا پايان حديث . محمد پسر حسين بلدى نيز از وى روايت دارد . بلد ( دوم ) نيز نام شهر كرج است كه ابو دلف آن را نوسازى كرده چنين ناميد : گروهى نيز با اين نام بدانجا نسبت دارند ؛ از ايشان است : 1 ) ابو الحسن على پسر ابراهيم پسر عبد اللّه پسر عبد الرحمن بلدى ، معروف به علّان كرجى . او از حسين پسر اسحاق شوشترى و از عبدان عسكرى روايت دارد . 2 ) سليمان پسر محمد پسر حسين پسر محمد قصّارى بلدى ، بو سعد معروف به كافى كرجى . دادرس كرج بود . او از ابو بكر محمد پسر احمد پسر باحه و از ابو سهل غانم پسر محمد پسر عبد الواحد و از ابو المحاسن عبد الواحد پسر اسماعيل رويانى و جز ايشان برشنود . بلد ( سوم ) نسف در ما وراء النّهر باشد بدان نسبت دارد : « ابو بكر محمد پسر ابو نصر احمد پسر محمد پسر ابو نصر بلدى . حديث گوى نامبردار از مردم نسف است . او از ابو العباس جعفر پسر محمد مستغفرى و جز وى روايت دارد . گروهى بسيار نيز از او روايت دارند . 2 ) نوادهء او ابو نصر احمد پسر عبد الجبّار پسر ابو بكر محمد بلدى است . او تا سال 551 زنده بود و نياكانش « بلدى » خوانده مىشدند . زيرا كه به روزگار نياى او ابو نصر بيشتر مردم نسف دهاتى بودند و ابو نصر شهرى بود از اين ، او و فرزندانش به « بلدى » شهرت يافتند و اين نسبت در خاندانش بماند . بلد ( چهارم ) مروروذ را گويند . بدين نسبت است ابو محمد حسن پسر ابو على محمد بلدى ، پيرى نيكوكار از مردم پنج ده بود ، پدرش بلدى خوانده مىشد [ 718 ] زيرا كه او از مردم مرو روذ بود و مردم پنج ده دهاتى بشمار مىآمدند كه در پنج ده كوچك مىزيستند و او به سال 548 يا 549 درگذشت اين گفتهء ابو سعد در « نسب » است و در « تحبير » گويد : محمد پسر حسن پسر محمد بلدى ابو عبد اللّه صوفى از بلد مروروذ است كه در « پنج ده » مىزيست پيرى درست‌كار و نيكخواه مىبود . او از قاضى ابو سعيد محمد پسر على پسر ابو صالح دبّاس برشنود . من نيز از وى برنوشتم و او در 550 درگذشت و گويا هر دو يكى باشند زيرا كه تنها در كنيت اختلاف دارند و تاريخ مرگشان نزديك است . بلد ( پنجم ) شهركى نامبردار از بخشهاى « دجيل » نزديك « حظيرة » و « حربى » در كارگزارى بغداد است . « 1 » كسى را كه
هامش
( 1 ) . از آنچه گذشت مىتوان چنين برداشت نمود كه از پنج واژهء « بلد » نخستين و پنجمين آنها نام دو جايگاه و معرّب از ريشه آرامى « بلطا » است و از اين رو نسبت بدان « بلداوى » است نه « بلدى » ( پانوشت ترجمهء احسن التقاسيم . ص 196 ) واژهء دوم و سوم و چهارم ترجمهء عربى از واژهء فارسى شهر است كه مركز چند ديه باشد ، پس نسبت بدان « بلدى » به معنى شهرى مقابل دهاتى باشد . مردم فارسى زبان كرج ، نسف ، مرو ، كسانى را كه در مركز آن منطقه مىزيستند « شهرى » و هنگام گفتگو با عربها « بلدى » مىخواندند ، نه اين كه « بلد » لقب كرج و نسف و مرو باشد .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 620 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى