امرؤ القيس نيز بعلبك را ياد كرده چنين مىسرايد :
لقد انكرتنى بعلبكّ و اهلها * و لابن جريح كان فى حمص انكرا « 1 »
گويند بعلبك كابين بلقيس بود ، كاخ سليمان پسر داود ( ع ) با ستونهاى سنگين در آنجا است . گورى در آنجا است كه گويند گور مالك اشتر نخعى است ، ليكن درست نباشد ، زيرا مالك در قلزم در راهى كه به فرمان على ( ع ) اميرانه به مصر مىرفت درگذشت . گويند معاويه عسلى زهرآميز به دو رسانيد و او بخورد و در قلزم بمرد ، نيز گويند او را به مدينه بردند و گورش در مدينه شناخته شده است . گورى ديگر در بعلبك است كه گويند گور حفصه دخت عمر و همسر پيامبر ( ص ) است ، ليكن درست آن است كه گور حفصه خواهر معاذ جبل باشد ، زيرا گور حفصه همسر پيامبر ( ص ) در مدينه [ 675 ] شناخته شده است . گور الياس پيامبر ( ع ) نيز در آنجا باشد . در دژ بعلبك قدمگاه ابراهيم خليل ( ع ) و گور اسباط نيز هست .
چون ابو عبيدهء جرّاح به سال چهارده دمشق را بگشود به سوى حمص شد و بر بعلبك بگذشت ، مردم امان خواستند ، او آشتينامه نوشت و به جان و مال و كنيسههايشان امان داد كه تا ماه ربيع الثانى و جمادى الاول هر كس مىتوانست به هر جا كه خواهد برود و هر كس تا آن تاريخ نرفت مىبايستى گزيت بپردازد .
گروهى از دانشمندان به بعلبك نسبت دارند :
1 ) ابو المضاء محمد پسر على پسر حسن پسر محمد پسر ابو المضاء بعلبكى معروف به شيخ الدّيّن است . او به دمشق از ابو بكر خطيب و از ابو الحسن ابن ابى الحديد و از ابو محمد كتّانى و در بعلبك از عموى خود قاضى ابو على حسن پسر محمد پسر ابو المضاء ، برشنود . ابو الحسين ابن عساكر از او برشنود به برادرش ابو القاسم حافظ اجازت داد . او به سال 425 بزاد و در شعبان 509 درگذشت .
2 ) ابو مسلم عبد الرحمن پسر ضحّاك پسر مسلم بعلبكى قارى معروف به ابن كسرا است . او از سويد پسر عبد العزيز و از وليد پسر مسلم و از مسروق « 2 » پسر معاويه و از بقيه و از مبشّر پسر اسماعيل و از سفيان پسر عيينه و از عبد الرحمن پسر مهدى روايت مىكند ، ابو حاتم رازى و ابو جعفر احمد پسر عمر پسر اسماعيل فارسى ورّاق و جز ايشان نيز از وى روايت دارند .
3 ) محمد پسر هاشم پسر سعيد بعلبكى است . احمد پسر عمير پسر عمير پسر حوصا دمشقى و جزوى از او روايت كنند .
بعل
[ ب ] شرف البعل ، نام كوهى است در راه شام به مدينه .
بعل در گفتهء خداوند متعال : [ ا تدعون بعلا و تذرون احسن الخالقين ، آيا شايسته است كه بعل را بپرستيد و بهترين خالقان را ترك كنيد ؟ « 3 » ] نام بتى است از آن قوم الياس پيامبر ( ع ) ، كه شهر بعلبك نيز از آن نام گرفته است . جاى اين بت كه يونانيانش گرانقدر دانند در بعلبك از كارگزارى دمشق و خورهء سنير بود ، يونانيان براى اين هيكل خانهاى در كوه لبنان و ديگرى در كوه سنير ساختند . در اين دو بتخانهء بزرگ كه يكى از ديگرى بزرگتر است ، نقاشىهاى شگفتانگيز در سنگ
هامش
صداى سايش پالان به گوش رسيد .
( 1 ) . « بعلبك » و مردمش مرا فراموش كردند چنان كه ابن جريح در حمص فراموش كرد .
( 2 ) . به گفتهء وستنفلد درج 5 ( ص 79 ) در طبقات الحفاظ ( 6 : 44 ) به جاى مسروق ، مروان است .
( 3 ) . سورهء صافّات : 37 : 125 .