باب ب و عين و آنچه پس از آنهاست
بعاث
[ ب ] در پايان ثا با سه نقطه ، جايگاهى در پيرامون مدينه است كه در آن جا رويدادهائى ميان اوس و خزرج در روزگار جاهليّت رخ داده است . صاحب « كتاب العين » آن را با غين نقطهدار آورده است و در جز آن شنيده نشده است .
ابو احمد سكّرى نيز گويد : تصحيف است . صاحب « المطالع و المشارق » گويد : بعاث با ضّم اول و عين بىنقطه مشهور است ولى صاحب كتاب عين آن را با غين مىآورد . اصيلى هر دو را جائز شمرد ، قابسى گويد : با غين نقطهدار و ثاى سه نقطه بىخلاف نام جائى در مدينه ، و دو شب راه از مدينه دور است . قيس پسر خطيم چنين مىسرايد :
و يوم بعاث اسلمتنا سيوفنا * الى نسب من جذم غسّان ثاقب « 1 »
در يكى از جنگهاى بعاث ، رهبرى با حضير كتائب ابو اسيد پسر حضير بود كه در اثر زخم درگذشت و خفاف پسر ندبه در عزاى وى چنين سرود :
فلو كان حيّا ناجيا من حمامه * لكان حضير يوم اغلق و اقما
اطاف به حتّى اذا اللّيل جنّه * تبوّأ منه منزلا متناعما « 2 »
برخى نيز گفتهاند : « بعاث » ملك بنى قريظه بود . كشتزارى در آن بود كه « قور » خوانده مىشد . كثيّر عزّه پسر عبد الرحمن چنين مىسرايد :
كانّ حدايج اظعاننا * بغيقة لمّا هبطن البراثا
نواعم عمّ على ميثب * عظام الجذوع احلّت بعاثا
كدهم الركاب باثقالها * غدت من مساهيج او من جواثا « 3 »
ديگرى نيز چنين مىسرايد :
ارقت فلم تنم عينى حثاثا * و لم اهجع بها الّا امتلاثا
فان يك بالحجاز هوى دعانى * و ارّقنى ببطن منى ثلاثا
[ 671 ]
هامش
( 1 ) . به روز « بعاث » شمشيرها بود كه براى ما نسب جذم غسان را ثابت نمود .
( 2 ) . اگر حضير از مرگ رهايى يافته بود مانع از آسيب مىگرديد او را تا فرا رسيدن شب مىگردانيد و در جائى نرم جا مىداد . ( چ ع 4 : 893 : 11 ) .
( 3 ) . كجاوههاى كاروان ، هنگامى كه بر تپهء نرم به « بعاث » فرود آيند گوئى با رهائى را از « سماهيج » يا از « جواثا » آوردهاند .