تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
با حذف نخستين ياء است كه « الياء » گويند . ابو على گويد : [ بيت المقدس را « ايليا » گفتند چنان كه فرزدق چنين سروده است : ]
و بيتان بيت اللّه نحن ولاته * و قصر باعلى ايلياء مشرّف « 1 »
نخستين همزهء ايلياء فاء الفعل است تا بر وزن « جربياء » و « كبريا » ، مانند « طرمساء » و « جلخطا » باشد ، كه به معنى زمين سنگزار است . ياى پس از همزه يا بدل از همزه يا بدل از واو است . سيبويه آن را بدل و او نه همزه مىشناسد « 2 » ، . . . اگر پرسند : آيا مىتوان « ايليا » را بر وزن « افعلاء » فرض كرد ؟ تا همزه زيادى باشد نه اصلى ؟ پاسخ آن است كه ما نمىدانيم ، آيا با اين وزن واژه‌اى آمده است يا نه ، اگر نيامده باشد نمىتوانيم آن را فرض كنيم ، آرى اگر آمده باشد آنگاه مىتوان گفت : نخستين ياى « ايلياء » بدل واو يا بدل همزه است مانند « ايمان » ، ولى نمىتوانيم آن را بدل ياء بدانيم زيرا كه واژه‌اى هم‌وزن « س ل س » با ياء نداريم بجز « يديت و ايديت » . نيز گويند : شهر « ايلياء » به نام بنيانگذارش ايليا پسر ارم پسر سام پسر نوح ( ع ) است كه برادر دمشق و حمص و اردن و فلسطين بوده است . يك عرب چنين مىسرايد [ 425 ] :
فلو انّ طيرا كلّفت مثل سيره * الى واسط من ايلياء لكلّت
سمى بالمهارى من فلسطين بعد ما * دنا الفىء من شمس النّهار فولّت
فما غاب ذاك اليوم حتّى اناخها * بميسان قد حلّت عراها و كلّت
كانّ قطاميّا من الرّحل طاويا * اذا غمرة الظّلماء عنه تجلّت « 3 »

ايم

[ ا ] : كوهى سياه در « حماى ضريه » در برابر « اكوام » است . نيز گويند : كوهى سياه در سرزمين بنى عبس در پيرامن « رمّه » است . جامع پسر عمر پسر مرخيه چنين مىسرايد :
تربّعت الدّارات دارات عسعس * الى اجلى اقصى مداها فنيرها
الى عاقر الاكوام فالايم فاللّوى * الى ذى حسا روضا مجودا يصورها « 4 »

اين

[ ا ] همان « يين » است كه اين كتاب بدان پايان يافته است . در كتاب نصر آمده است كه « اين » ديهى نزديك « اضم » سرزمين « جهينه » ميان مكه و مدينه و به مدينه نزديكتر است . چشمه‌هائى نيز دارد . نيز گويند : [ « اين » ، شهرى در باختر دور است . ] نيز گفته مىشود : [ « يين » كه بدل آنست نام جائى نزديك « حيره » است . ]

ايناون

[ و ] با دو نون . نام دره‌اى است .

ايواز

- در پايانش زاى است . كوهى پيرامون « نملى » است . نملى كوه‌هائى است در ميان سرزمين بنى قريط . « ايواز » نيز كوهى است از آن بنى ابو بكر بن كلاب پسر ربيعه پسر عامر پسر صعصعه .

ايوان

« 5 » [ ا ] با نون پايانين ، نام ايوان كسرا است نحويان گفته‌اند : [ همزهء ايوان از اصل ريشه است نه زيادى زيرا اگر
هامش
( 1 ) . [ ما كليددار دو خانه هستيم . خانهء خدا و كاخ بلند پايهء ايلياى شريف . ] ( 2 ) . هشت سطر در اينجا حذف شد ، زيرا كه ياقوت فرضيّات موهوم سيبويه را دربارهء ريشهء عربى « ايليا » آورده است ، در حالى كه شكى در سريانى بودن اين واژه نيست . ( 3 ) . [ اگر پرنده‌اى ناگزير شود از « ايليا » تا « واسط » پرواز كند خسته خواهد شد . او اسبها را چاشتگاه از فلسطين به راه آورد . هنوز روز به پايان نرسيده بود كه خسته به « ميسان » رسيد . ] ( 4 ) . [ او در اين خانه‌ها مىزيست . خانه‌هاى « عسعس » تا « اجلى » تا پايان « اكوام » پس « ايم » و « لوى » تا « ذوحساء » . ] ( 5 ) . طاق كسرا ، لسترنج : 37 - 36 .