تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 368

مساهمون:

ص٣٦٨

ايجلن

[ ج ل ] دژى استوار در كشور « مصموديان » بربر از مغرب در كوه « درن » است . از آنجا برخاست . ابو عبد الله محمد پسر تومرت مصمودى ملقّب به مهدى كه يار عبد المؤمن پسر على ، سلطان مغرب بود .

ايجلى

[ ج ] بر وزن افعلى . نام جايگاهى است . گويند جز اين واژه ، بر اين وزن نيامده است .

ايجلين

[ ج ] جيم آن صدائى نزديك قاف و كاف دارد . نام كوهى مشرف بر شهر مراكش است و شايد همان « ايلجن » ياد شده باشد . ( و الله اعلم )

ايد

[ ا ] با دال بىنقطه . نام جائى در كشور مزينه است . معن پسر اوس مزنى چنين سرود :
فذلك من اوطانها فاذا شتت * تضمّنها من بطن ايد غياطله
[ 416 ]
له مورد بالقرنتين و مصدر * لفوت فلاة لا تزال تنازله « 1 »

ايدم

[ ا د ] به گفتهء نصر ، شهرى در يمن است .

ايذج

« 2 » [ ذ ] با ذال نقطه‌دار و جيم . نام خوره و شهرى ميان خوزستان و اصفهان باشد ، كه از مهمترين شهرهاى اين خوره ، در ميان كوهستان است و دولتى مستقل دارد . يخ بسيار آن را به اهواز و بخشهاى ديگر برند . آب از چشمهء درهء سليمان دارند ، كشتزارهايشان از آب باران ديم است . خربزه بسيار دارند . در ميان دره است ، پل ايذج از شگفتيهاى جهان بشمار است زيرا كه با سنگ بر دره‌اى ژرف و خشك ساخته شده است . زلزله‌خيز است و كانها بسيار دارد . گونه‌اى « قاقلا » « 3 » در آنجا رويد كه چكيدهء آن نقرس را سودمند بود . آتشكده‌اى كهن تا به روزگار رشيد « 4 » در آنجا روشن مىبود دو فرسنگ پائين‌تر از آن « صور » و گردابى است كه از فراهم آمدن چند نهر پديد آمده است ، و هر گرداب را « صور » نامند . اين جايگاه را « فم البوّاب » « 5 » گويند ، هرگاه آدمى يا جانورى ديگر ، در آن افتد ، آن اندازه‌اش بگرداند تا بميرد ، سپس به رودخانه‌اش پرتاب كند ، هرگز به زير آب نرود ، و اين را شگفتىها است كه آنچه در آن افتد فرو نشود و آب بر آن نيايد . خراج اين شهر يك ماه پيش از نوروز فارسى آغاز مىگردد و اين خود خلاف عادت ديگر شهرها است ، آب نيشكر اينجا چهل درصد « 6 » از نيشكر اهواز بيشتر است ، « پانيذ » « 7 » آن كار « مكرانى » و « سنجرى » را انجام مىدهد . در اطاق يكى از خانها در راه اصفهان اين شعر به ديوار نوشته شده بود .
قبّح السّالكون فى طلب الرّزق * على ايذج الى اصبهان
ليت من زارها فعاد اليها * قد رماه الإله بالخذلان « 8 »
ابو سعد گويد : [ ايذج نام دو جايگاه است : ] 1 ) شهرى از خورهء اهواز و كشور خوز كه گروهى از فرزندان مهدى عباسى پسر منصور بدانجا نسبت دارند ، يكى از
هامش
( 1 ) . [ آنجا از وطن اوست و اگر به زمستانگاه رود از بطن « ايد » نعمت برايش خواهد رسيد ] بيت دوم را وستنفلد در ج 5 ص 49 از بكرى نقل كرده است . ( 2 ) . همان مال امير است ( لسترنج 263 - 264 ) . ( 3 ) . قليا ( لسترنج 264 ) . ن . ك قاقلى ، قاقله در ( لغتنامه ) . ( 4 ) . خليفهء عباسى ( 170 - 193 ) . ( 5 ) . دهان دروازه‌بان . ( 6 ) . متن : اربعة فى كلّ عشرة . ( 7 ) . نيشكر كه سه بار تصفيه شده باشد . ( 8 ) . ترجمهء اين شعر در چ ع 1 : 295 بگذشت .