تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 348

مساهمون:

ص٣٤٨
جايى در سرزمين « هذيل » است . با نون و باء نيز روايت شده . شاعر گويد :
تسقى بها مدافع الانواص « 1 »
نصر آن را با ضاد نقطه‌دار آورده .

انواط

[ ا ] ذات انواط ، درختى بزرگ و سبز بود كه در جاهليّت عرب‌ها همه ساله به پرستش آن مىآمدند سلاح خويش بدان مىآويختند و قربانى خود را به پاى آن مىكشتند . چون اين درخت نزديك مكه بود ، هنگام حج ، عربها رداى خود را نيز برآن مىآويختند و احترام را بىردا به درون حرم مىرفتند و از آنش « انواط » ناميدند كه از ريشهء « ناط ينوط » به معنى آويختن است .

انور

[ او ] دژى در يمن در مخلاف قيطان است .

انيّس

[ ا ن ى ى ] با سين بىنقطه . كوهى سياه است كه در شعر نابغه ياد شده است :
طلعوا عليك براية معروفة * يوم الانيس اذ لقيت لئيما « 2 »

انيسون

[ ا ] با سين بىنقطه . ديهى از بخارا است . بدان نسبت دارد : ابو ليث نصر پسر زاهر پسر عمير پسر حمزه انيسونى « 3 » بخارايى .

انيعم

[ ا ن ع ] به صورت مصغر . نام جايى است . حضرمى پسر عامر اسدى چنين مىسرايد :
لقد شاقنى لو لا الحياء من الصّبى * لميّة ربع بالانيعم دارس
ليالى اذ قلبى بميّة موزع * و اذ نحن جيران لها متلابس
و اذ نحن لا نخشى النّميمة بيننا * و لو كان شىء بيننا متشاكس « 4 »
هامش
( 1 ) . آبريزگاه « انواص » را سيراب كند . ( 2 ) . ايشان به روز « انيس » با رايتى معروف روبروى تو آمدند و تو با لئيمان رودررو شدى . ( 3 ) . ش . ش : 3175 . ( 4 ) . ويرانه‌هاى خانهء « ميه » مرا به ياد جوانى آورد كه دلباختهء « ميه » بودم . ما همسايه بوديم هر چند گله داشتيم اما از خبرچين نمىهراسيديم .