تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 344

مساهمون:

ص٣٤٤
[ 388 ] پسر مسلم و از على پسر جعد و گروهى جز ايشان برشنود . ابو حاتم رازى كه از وى سالمندتر بود و ابو الحسن پسر جوصا و ابو عوانه اسفراينى و خيثمه پسر سليمان و جز ايشان از وى روايت دارند . او از حافظان مشهور است . ابو عبد الله حاكم گويد : عثمان پسر خرداد راست‌گو و مطمئن است . دحيم « 1 » گويد : او در انطاكيه به محرّم 282 درگذشت . 3 ) ابراهيم پسر عبد الرزاق ، ابو يحياى « 2 » ازدى يا عجلى انطاكى فقيه مقرى . او قرآن را در دمشق بر هارون پسر موسى پسر شريك اخفش و نيز بر عثمان پسر خرداد و بر محمد پسر عبد الرحمن پسر خالد مكّى معروف به قنبل و جز ايشان برخواند و كتابى دربارهء هشت گونه قرائت قرآن نگاشت . او از ديگران نيز روايت مىكرد . ابو الفضل محمد پسر عبد الله پسر مطلب شيبانى ، و ابو الحسين پسر جميع ، و جز ايشان از وى روايت دارند . او در انطاكيه به سال 338 يا در شعبان سال 339 درگذشت .

انطاليه

[ ا ل ى ] بر وزن واژهء پيشين و با همان حرفها بجز كاف كه به جايش لام است . شهرى بزرگ از شهرهاى نامبردار روم است ، نخستين كس كه بدان فرود آمد انطاليه دخت روم پسر اليقن پسر سام پسر نوح خواهر انطاكيه بود ، پس به نام وى خوانده شد . بلخى گويد : چون از « قلميه » و « لامس » بگذرى به انطاليه مىرسى كه دژى استوار ، از آن روم در كنار دريا داراى روستاهاى پرجمعيت است ، سپس به خليج قسطنطينيه مىرسى .

انطرطوس

[ ا ط ] « 3 » شهرى در كرانهء درياى شام ، آخرين كارگزارى دمشق در كرانه ، و آغاز كارگزارى حمص است . ابو القاسم دمشقى گويد : از كارگزارى طرابلس مشرف بر دريا در خاور عرقه باشد ، ميان اين دو هشت فرسنگ است دو برج استوار همانند دو دژ دارد . احمد پسر يحيا پسر جابر ( بلاذرى ) گويد : [ عباده پسر صامت به سال هفدهم ، پس از گشودن لاذقيه و جبله ، انطرطوس را بگشود كه دژى بود و مردمش گريختند پس معاويه انطرطوس را نوسازى كرد و استوار داشت و آن را به جنگ آوران به اقطاع داد . و همين كار را با « مرقيه » و « بليناس » كرد . ] بدانجا نسبت دارد : 1 ) عمر پسر داود پسر سلمون پسر داوود ، ابو حفص انطرطوسى « 4 » ، به دمشق آمد و از خيثمه پسر سليمان ، و از حسين پسر محمد پسر داوود مامون و از محمد [ 389 ] پسر عبيد الله رفاعى و از ابو بكر محمد پسر حسن پسر ابو ذيّال جوازى اصفهانى و از گروهى بسيار روايت مىكرد . ابو على اهوازى و ابو الحسين پسر ترجمان ، و احمد پسر حسن طيّان از وى روايت كنند . او مىگفت : من چهل و دو هزار ختم انجام دادم . يكصد زن را به همسرى گزيدم ، سيصد كنيز خريدارى كردم . او به سال 295 بزاد و به سال 390 درگذشت . 2 ) عيسا پسر زيد ابو عبد الرحمن انطرطوسى اعرج او از اوزاعى و از ابو على ارطاة پسر منذر روايت دارد . محمد پسر مصفّا حمصى و عبد الوهاب پسر ضحاك از وى روايت دارند . ابو احمد حاكم ( نيشابورى ) گويد ، حديثهاى او استوار نيست .
هامش
( 1 ) . عبد الرحمن دحيم ( 170 - 245 ) پسر ابراهيم دمشقى مولاى امويان بود . محدث شام پيرو اوزاعى و به دادرسى اردن گمارده شد و در آنجا در گذشت ( زركلى از تذكرة الحفاظ و تهذيب التهذيب ) از منابع ياقوت است و در نه‌جا از وى نقل دارد . ( 2 ) . ش . ش : 59 . ( 3 ) . ن . ك : طرسوس ، طرطوس ، طرطوشه . ( 4 ) . ش . ش : 2100