تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 340

مساهمون:

ص٣٤٠
انطاكيه با تشديد كه در نخستين مصرع از دو شعر زهير و امرؤ القيس « 1 » ديده مىشود : گفتهء زهير :
علون بانطاكيّة فوق عقمة * وراد الحواشى لو نهالون عندم
و گفتهء امرؤ القيس :
علون بانطاكيّة فوق عقمة « 2 » * كجرمة نخل او كجنّة يثرب
نام شهر نبوده بلكه نسبت بدان است . زيرا كه عربان هر چه را مىپسنديدند به انطاكيه نسبت مىدادند . هيثم بن عدى گويد : نخستين بنيانگذار انطاكيه انطيخس سومين پادشاه پس از اسكندر بود . يحيا پسر جرير متطبب تكريتى گويد : نخستين بنيانگذار انطاكيه « 3 » انطيغنوس به سال ششم مرگ اسكندر بود كه ناتمام ماند و پس از وى سلوكوس آن را به پايان رسانيد و او است كه لاذقيه ، حلب ، رها و افاميه را نيز ساخت . او در جاى ديگر كتاب گويد : [ انطيغنوس شاه ، شهرى در كنار رود اورنطس ساخت و انطيوخيا ناميد و همانست كه سلوكوس آن را تكميل و نقاشى نمود و به نام فرزندش انطيوخوس كه همان انطاكيه باشد ناميد ] . بطليموس گويد : [ شهر انطاكيه در درازاى 69 درجه و پهناى 35 درجه و 30 دقيقه و زير 12 درجه و 30 دقيقه خرچنگ در برابر همين درجه از بزغاله است . خانهء ملك او در همان درجه از بره ، خانهء پايانين او ، همان درجه از ترازو است . او را است دو درجه و نيم از ماهى . « كفّ الخضيب » بر آن حكومت دارد . انطاكيه در اقليم چهارم است . نيز گويند نخستين كس كه آن را ساخت انطاكيه دختر روم پسر اليقن پسر سام پسر نوح ( ع ) است كه خواهر انطاليه ( با لام ) بوده است . انطاكيه همواره مركز « عواصم » بوده است كه در مرزهاى شام‌اند ، شهرى بزرگ و معروف به خوبى آب و هوا و بسيارى ميوه و پربركت است . ابن بطلان « 4 » در نامه‌اى كه براى ابو الحسين هلال بن محسن صابى به سال 440 به بغداد فرستاد مىگويد : ما از حلب براى رفتن به انطاكيه [ 383 ] درآمديم ميان اين دو شهر يك شبانه‌روز راه است . ما همهء فاصله ميان حلب و انطاكيه را يك پارچه آباد ديديم ، همه جا گندم و جو در زير درخت زيتون كشته . ديه‌ها به هم پيوسته ، باغچه‌ها پرگل ، آبها روان بود ] جهانگرد ، آن راه را با دلى آسوده و آرامش مىپيمايد . انطاكيه شهرى بزرگ داراى بارهء بلند و باروى كوتاه درونى است بارهء آن سيصد و شصت برج دارد ، كه چهار هزار نگهبان به نوبت در آنها نگهبانى مىكنند . اينان همه ساله از دربار پادشاه قسطنطينيه با ضمانت يك سال نگهبانى اين شهر فرستاده و سال پس از آن تبديل مىشوند . انطاكيه به شكل نيم‌دايره است كه قطر آن به كوه چسبيده و ديوارهء شهر از آنجا به سوى كلهء كوه كشيده شده دايره را كامل مىكند ، بالاى كوه به درون ديواره دژى است كه از پايين شهر كه دور است كوچك ديده مىشود . اين كوه جلو آفتاب را مىگيرد و برآمدن آفتاب به
هامش
( 1 ) . وستنفلد در ج 5 ص 45 اين شعر زهير را در ديوانش ص 84 و شعر امرؤ القيس را در ديوانش ص 23 نشان مىدهد . ( 2 ) . پوشاك انطاكيه را روى دامن سرخ پوشيده‌اند . ( 3 ) . انطاكيهء پسيديهAntioch of pisidiaدر تاريخ اسلام با انطاكيه‌هاى ديگر به ويژه انطاكيهء شام اشتباه شده است . يعقوبى در تاريخ 1 ع : 177 ترجمه 193 از انطاكيه محترقه كه گويا همان پسيديه باشد نام برد و در ج 2 : 285 ترجمه 17 از انطاكيه سوداء - سياه كه گويا انطاكيهء ايزوريهAntioch of Isueriaرا خواسته است نام مىبرد ( لسترنج : 162 ) . براى لقب « محترقه » ن . ك احسن التقاسيم فارسى ص 78 / 193 / 198 / 215 و مقالت شهر سوخته سيستان دكتر منصور سجادى مجلهء فروهر در سه شماره . ( 4 ) . مختار پسر حسن معروف به ابن بطلان ( م 458 ) پزشكى مسيحى است از مردم بغداد به سال 439 گريزان از قشريگرى سنيان بغداد به سوريه رفت و به صداى دهل حكومت روشنفكران اسماعيلى در 441 به قاهره رسيد و سه سال آزمود و چيزى نيافت و به قسطنطينيه رفت سپس باز به انطاكيه آمد . چون اين دانشمند جهان ديده از هر سه گونه حكومت بيازرد به دير پناه برده ترك دنيا كرده به دانش بسنده نمود ، از كتابهاى پزشكى كه نگاشت « دعوة الاطبا » و مناظرهء او با على بن رضوان مصرى چاپ شده است . زندگينامه و نام كتابهايش را جرجى زيدان در تاريخ ادبيات عرب 3 : 105 و زركلى از چند منبع آورده‌اند . ياقوت در اين معجم شش جا از او نقل دارد .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 340 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى