تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
3 ) ابو الوليد يوسف بن عبد العزيز بن ابراهيم اندى « 1 » معروف به بن دبّاغ . او از ابو عمران بن ابو تليد و جز او روايت مىكند ، كتابى نيكو نيز دربارهء همنامان و هم‌نسبتان دارد . حافظ ابو عبد الله محمد اشبيرى از وى روايت دارد .

انساباذ

( ا ن ) ديهى در روستاى « اعلم » از كارگزارى همدان است . ميان آنجا و [ 380 ] زنجان ، نزديك درگزين است . گويند وزير درگزينى از مردم آنجا است كه در « درگزين » ياد خواهد شد .

انسان

[ ا ] بر وزن انسان آدمى . ابو زياد گويد : [ از سرزمين جعفر بن كلاب است و در جايى گويد از آن ضباب در كوهستان طخفه در حماى ضريّه است و آن آبى است در آن حمى در كنار كوهى به نام ريّان . ] انسان ديگر آن است كه رجز سرا درباره‌اش گويد :
خليّة ابوابها كالطّيقان * احمى بها الملك جنوب الرّيّان
فكبشات فجنوبىّ انسان « 2 »

انسب

[ ا س ] بر وزن احمر از دژهاى بنى زبيد در يمن است .

انسر

[ ا س ] بر وزن جمع نسر ( - گونه‌اى پرنده ) . آبى است از آن بنى طىّ پايين‌تر از شن‌زار نزديك دو كوه است . نصر گويد : [ انسر دخمه‌ها و تپه‌هاى كوچك ريگ است در حمى ضريّه و در شعر « نسار » آمده است . ] ابن سكيت گويد : [ انسر برقه‌هايى است سفيد ميان « مرعا » و « جثجاثه » از « حمى » ] . ميان آن دو گفته نيز اختلافى نيست . رضمه و جمع آن رضمات سنگهاى روى هم انباشته را گويند .

انشاج

[ ا ] در پايانش جيم است . گويا از بخشهاى مدينه باشد كه در شعر ابو وجزهء سعدى آمده است :
يا دار اسماء قد اقوت بانشاج * كالوشم او كامام الكاتب الهاجى « 3 »

انشاق

[ ا ] با شين نقطه‌دار . محلهء انشاق ديهى از « دقهليه » مصر است . در خورهء بهنسا مصر « ابشاق » با باى يك نقطه زير نيز نام جايى است .

انشام

[ ا ] دره‌اى است در سرزمين مراد . فروه پسر مسيك مرادى چنين مىسرايد :
انّار كبنا على ابيات اخوتنا * بكلّ جيش شديد الرّزّ رزّام
حتّى اذقنا على ما كان من وجع * اعلى و انعم شرّا يوم انشام « 4 »
ابو نواح مرادى در پاسخ فروه پسر مسيك مرادى گويد :
نحن صبحنا غطيفا فى ديارهم * بالمشرفىّ صبوحا يوم انشام
ولّت غطيف و فى اكنافها شعل * زايلن بين رقاب القوم و الهام « 5 »

انشميثن

[ ا ش ث ] ( با شين نقطه‌دار و ثاى سه نقطه ) : [ 381 ]
هامش
( 1 ) . ش . ش 3371 ابن دباغ اندى ( 481 - 546 ) محدث اندلس غير از « مشتبه الاسما » او را است طبقات المحدثين و الفقهاء و معجم « الشيوخ الصدفى » ( زركلى 9 : 314 از ابن بشكوال ) بنا بر فهرست وستنفلد ياقوت هفت جا از او نقل كرده است . ( 2 ) . خلوتگاهى كه درهايش بسته است در جنوب « ريان » تا « كبشه » ها و « انسان » . ( 3 ) . اى خانه اسما كه در « انشاج » تهى مانده به صورت نقشه درآمده‌اى . ( 4 ) . ما با سپاهى زورمند و پيروز ، خانه‌ها را پس گرفتيم . در روز « انشام » بزرگترين درد را به ايشان چشانيديم . ( 5 ) . ما به زور « انشام » بامدادان با شمشير به خانه‌هاى « غطيف » يورش آورديم . غطيف آتش به جان گرفته بگريخت .