القصور « 1 » آن را به سال پانصد و بيست و شش به دست وكيل خود كه به « ابن ابى تراب صوّاف » معروف بود مسجد نهاد .
سپس ادارهء مكنون رباطى را كه در پهلوى باخترى مسجد آندلس است به سال 526 براى پيرزنان بىكس و بيوگان نيكوكار ، بساخت و بر ايشان ماهيانه نهاد . در سال 594 [ 379 ] « لؤلؤى عادلى » پردهدار ، در كنار مسجد آندلس بستان و حوض آب با يك ديوار در هم آميخت و در آنجا يك گاودانى براى ميرآبها كه آب را به بستان مىرسانند بساخت .
اندوان
[ اد ] ديهى بزرگ نزديك اصفهان در بخش « قهاب » .
اندوشر
[ ا ش ] با شين نقطهدار . دژى در اندلس نزديك قرطبه است .
منسوب بدانجا است : ابو اسحاق ابراهيم بن محمد بن سليمان يحصبى اندوشرى « 2 » . سلفى در اسكندريه از شعر وى برنوشته گفت : [ اهل ادب و نحوشناس بود ، مدتى دراز در مكه بزيست و به سال 548 به اسكندريه نزد من آمد و ستايشى براى من بسرود پس با كاروانى به سوريه رفت تا به عراق رود . براى من مىگفت : نحو را در « جيّان » نزد ابو الرّكب نحوى كه در آندلس نامبردار است و جز او بخواند . او مردى خوش ظاهر بود . ]
انده
« 3 » [ ا د ] شهرى از كارگزارى بلنسيه در آندلس است . آب بسيار و روستاها پردرخت دارد ، به ويژه انجير كه در آنجا بسيار است .
منسوبان بدان : بسيارى از دانشمندان از آنجايند ، مانند :
1 ) ابو عمر يوسف بن عبد الله بن خيرون قضاعى اندى « 4 » . او از بو عمر يوسف بن عبد البرّ برشنود و « موطّاء » را از وى روايت مىنمود . او به سال 504 به بغداد آمد و از ابو القاسم پسر بيان و از ابو الغنائم پسر نرسى برشنود و از حريرى ابو محمد ، قاسم بن على در شوال سال 504 مقامات او را برشنود و به باختر بازگشت . به گفتهء ابن الدبيثى « 5 » او نخستين كس است كه « مقامات حريرى » را بدانجا برد .
2 ) ابو الحجاج يوسف بن على بن محمد قضاعى اندى « 6 » . او به گفتهء ابو الحسن بن مفضل مقدسى به سال 542 درگذشت .
هامش
- فرغانى و حمزه برپا داشته بود ، تندروى برخى از ايشان در آن آموزشگاه در اثبات « فرهء ايزدى » براى حاكم ، فرقهء دروز را پديد آورد كه هنوز در لبنان هستند . پس از ايشان نيز گهگاه دانشمندانى براى كمك به گنوسيسم اسلامى ايران يا براى فرار از پيگرد دشمن سلجوقى از ايران به مصر رفتهاند مانند ناصر خسرو علوى ( 394 - 481 ) مؤلف سفرنامه و حسن صبّاح ( 428 - 518 ) ليكن چون حسن صبّاح در قاهره از تسنن فاطميان آگاه شد شاخهء نزارى را به ايران آورده به سال 483 در الموات استوار ساخت كه تا سال 654 مزاحم خليفگان بغداد بود ( تاريخ اسماعيليان ايران ترجمه دكتر پروين منزوى . نشر اشاره تهران 1371 خ ) .
( 1 ) . گويا تصحيف « ست الملك » ( 359 - 415 ) باشد كه نام خواهر حاكم بامر اللّه ( 375 - 411 ) اسماعيلى يادشدهء مصر است كه بنا بر نوشتههاى دشمنان سنّى اين خاندان ، او برادر خود حاكم را چنان بكشت كه هيچ اثر از او نماند و فرقهء دروز اسماعيلى لبنان هنوز هم منتظر بازگشت اويند .
( ن . ك تغرى بردى . حسن المحاضرة ج 4 ص 186 به بعد ) . پس تاريخ 526 نادرست مىباشد . ياقوت نسبت به گنوسيسم بدبين است ، گاه آگاهانه و گاه ناآگاهانه ، نامها و تاريخ ايشان را به نادرست مىآورد .
( 2 ) . ش . ش : 98 .
( 3 ) .Ondaاز خورهء بلنسيهValence.
( 4 ) . ش . ش : 3375 .
( 5 ) . دبيثى محمد پسر سعيد ( 558 - 637 ) در واسط به دنيا آمده در بغداد درگذشت . او را است تاريخ واسط و دنبالههايى بر تاريخ بغداد خطيب و انساب سمعانى و معجم الشيوخ ( اسماعيل پاشا . هدية العارفين 2 : 114 ) ياقوت در هشت جا از او نقل دارد .
( 6 ) . ش . ش : 3378 .