تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١
2 ) بو العباس احمد پسر معروف پسر عيسا پسر وكيل تجيبى اقليشى اندلسى « 1 » . احمد پسر سلفه در « معجم السفر » گويد : [ او لغت‌شناس و از دانشهاى شرعى آگاه بود . سند روايت او كسانى چون : بو محمد ابن السيّد بطليوسى ، و بو الحسن ابن سبيطهء دانى ، و بو محمد قلنى هستند ] . شعر نيز مىگفت يك سفر به سال 546 به نزد ما در اسكندريه آمد و نزد من بسيار بخواند و به حجاز رفت و شنيدم كه در مكه درگذشت . 3 ) عبد الله پسر يحيا تجيبى اقليشى « 2 » بو محمد معروف به ابن وحشى . در طليطله نزد مقامى مقرى تجويد خواند ، حديث را نيز همانجا برشنود . كتابى نيكو در گزارش « شهاب الاخبار » و ديگرى خلاصهء « مشكل القرآن » ابن فورك و جز آن دارد . در پايان عمر دادرسى شهر خود را داشت و به سال 502 درگذشت .

اقليم

[ ا ] هموزن مفرد اقاليم . نام جايى به مصر است .

« اقليم القصب »

نيز در اندلس است كه برخى بدانجا نسبت دارند . نيز اقليم بخشى در دمشق است ، كه از آنجا است : ظبيان پسر خلف پسر نجيم « 3 » كه برخى آن را لجيم گويند ، پسر عبد الوهاب مالكى فقيه و متكلم اقليمى . به دمشق مىزيست از عبد العزيز كنانى و بو الحسن پسر مكى حديث برشنود ، عمر بن ابو الحسن دهستانى و غيث پسر على و بو محمد ابن السمرقندى از وى حديث برشنودند . او در 494 درگذشت .

اقليميه

[ ا ] شهرى در كشور روم است .

اقميناس

[ - ] ديهى بزرگ از كارگزارى حلب در كوه « سماق » . نامبردار است و مردم آنجا اسماعيلى هستند . [ 340 ]

اقنا

[ ا ] شهرى در مسجد در صعيد مصر ، يك روز راه از « قفط » دور است ، خوره نيز بدان نسبت دارد . مردم آنجا را « قنا » بىالف گويند .

اقناب دثر

[ ا ب د ] با ثاى سه نقطه . نام دژى در كوه قلحاح يمن است . اقور « 4 » [ ا ] نام خوره‌اى در جزيره ، يا نام همهء جزيره ميان موصل و فرات باشد .

اقيّاع

[ ا ق ى يا ] به گفتهء خارزنجى نام جايى در مضجع است .

اقير

[ ا ق ] « ذات الاقير » كوهى در ، « نعمان » است .

اقيصر

[ ا ق ص ] هم‌وزن كوچكنماى « اقصر » نام بتى است . بو منذر ، گويد : [ قبيله‌هاى قضاعه ، لخم ، جذام ، عامله و غطفان ، يك بت در بلنديهاى شام داشتند كه آن را اقيصر مىناميدند ] . زهير پسر بو سلمى دربارهء آن گفته است :
حلفت بانصاب الاقيصر جاهدا * و ما سحقت فيه المقاديم و القمل « 5 »
ربيع پسر ضبيع فزارى نيز دربارهء او گويد :
هامش
( 1 ) . ش . ش : 504 . ( 2 ) . ش . ش : 1749 . ( 3 ) . ش . ش : 1355 . ( 4 ) . براى تحقيق بيشتر در اينكه آيا اثور با قاف است يا اثور با ثاى سه نقطه است يا اقور تصحيف اقور با فاى سه نقطه است ، ن . ك پانوشت چ ع 1 : 119 : 17 . ( 5 ) . به شرطبنديهاى « اقيصر » سوگند . و ستنفلد در ج 5 ص 39 س 9 نسخه بدل آن را چنين مىآورد : به كوششها كه در « منى » انجام مىدهند سوگند . . .