باب همزه و صاد و آنچه پس از آنهاست
اصاد
[ ا ] نام آبى است كه در آنجا « داحس » اسب قيس پسر زهير عبسى رم داده شد . قيس اين اسب را با « غبرا » اسب حذيفه پسر بدر فزارى به مسابقت نهاده بود . پس ، طرف گروهى را بر آن داشت تا راه بر « داحس » برگيرند ، چون داحس پيش افتاده فرا رسيد او را رم دادند تا پس افتاد و جنگ چهل سالهء داحس و غبرا « 1 » به راه افتاد كه در پايان فرزندان پدر فزارى به دست فرزندان مالك پسر زهير و قبيلهء او كشته شدند . پس پدر پسر مالك پسر زهير عبسى در عزاى پدرش كه شبانه در اين آشوب به دست فرزندان بدر فزارى كشته شده بود چنين سرود :
و للّه عينا من راى مثل مالك * عقيرة قوم ان جرى فرسان
فانّ الرّباط النّكد من آل داحس * ابين فما يفلجن يوم رهان
جلبن باذن اللّه مقتل مالك * و طرّحن قيسا من وراء عمان
لطمن على ذات الاصاد و جمعكم * يرون الاذى من ذلّة و هوان
سيمنع عنك السّبق ان كنت سابقا * و تقتل ان زلّت بك القدمان
فليتهما لم يشر باقطّ شربة * و ليتهما لم يرسلا لرهان
احلّ به امس جنيدب نذره * فاىّ قتيل كان فى غطفان
اذا سجعت بالرّقمتين حمامة * او الرّسّ تبكى فارس الكتفان « 2 »
[ 291 ] « كتفان » نام اسب مالك است . قيس پسر زهير نيز چنين سرود :
ا لم يبلغك و الانباء تنمى * بما لاقت لبون بنى زياد
كما لاقيت من حمل بن بدر * و اخوته على ذات الاصاد « 3 »
هامش
( 1 ) . براى افسانهء « داحس » و « غبرا » و انگيزهء بافتن آن نگاه كنيد به : پانوشت چ ع ، ج 1 ، ص 142 ، س 22 .
( 2 ) . [ خدايا ! چه كسى مانند مالك را ديده است كه قربانى مسابقهء دو اسب شود ؟ كمر بستگان خاندان « داحس » در مسابقه كوتاه نيامدند . مرگ مالك و دربدرى قيس را پذيرفتند . راه در « ذات الاصاد » بر اسبشان گرفته شد و بيچاره شدند . در مسابقه جلو پيروزى ترا كه برنده بودى گرفتند و در پايان ترا كشتند . اى كاش اين دو اسب نياشاميده بودند . اى كاش به مسابقه نمىرفتند . ديروز نذر « جنيدب » روا شد . كسى از قبيلهء غطفان كشته نشد در صورتى كه كبوترهاى « رقمتين » مىنالند و چشمهء رس براى سوار « كتفان » مىگريد . ]
( 3 ) . [ آيا خبر ندارى كه چه بر سر اسب بنى زياد آمد ؟ من ( قيس ) از حملهء گروه فرزندان بدر در « ذات الاصاد » چه ديدم ] ؟