و آن قصيدهاى است در برگزيدههاى بوتمام كه آن را در واژهء « صنعا » ياد خواهم كرد « 1 » . عبده پسر طبيب نيز اين چند بيت را گفته است :
ان كنت تجهل مسعاتى فقد علمت * بنو الحويرث مسعاتى و تكرارى
و الحىّ يوم اشىّ اذ المّ بهم * يوم من الدّهر انّ الدّهر مرّار
لو لا يجوده و الحىّ الّذين بها * امسى المزالف لا يذكو بها نار « 2 »
اسماعيل پسر حمّاد « 3 » گويد : [ همزهء « اشاءه » بدل از ياء است ، از اين رو مصغّر آن « اشىّ » است ] كه جاى گفتگوى ما است . سيبويه در اين مسأله با جوهرى مخالف است من كشاكش او و ابن جنّى بو الفتح را در واژهء « اشاءه » ياد كردم و دنبالهء آن را دربارهء « اشى » در اينجا مىآورم . . . « 4 » [ 289 - 290 ]
هامش
( 1 ) . بخشى ديگر از اين قصيده در چ ع 1 : 273 و بخشى در 4 : 615 ديده مىشود .
( 2 ) . [ اگر تو از كوشش من بىخبرى بنو حريث مىدانند . اين قبيله به روز « اشى » كه روزگار بر ايشان فشار آورد . . . اگر « جوداوبر » و ساكنانش نبودند در آن روز ، آتش نزديك خود را نيز نمىسوزانيد . ]
( 3 ) . متن : « قال نصر بن حماد » . چون اين مطلب از صحاح جوهرى نقل شده و در چ ع 1 : 273 : 8 نيز ديده مىشود و نام جوهرى ابو نصر اسماعيل بن حماد است ، من متن را چنين تصحيح كردم . اين نادرستى در چ ع 2 : 99 : 7 نيز ديده مىشود و آن را نيز من درست كردهام .
( 4 ) . در اينجا ياقوت 37 سطر در كشاكشهاى واژهگرايانه گفتگو دارد ، كه در ميان جوهرى فارابى اسماعيل حمّاد م 393 از يكسو و ابن جنّى عثمان م 392 با تكيه بر سخن سيبويه عمر پسر قنبر م 180 ، از سوى ديگر رويداده است كه جوهرى حرف پايانين « اشاءه » را همزهء بدل ياء مىداند و بن جنّى و سيبويه آن را همزهء اصيل . كشاكشهاى اين دانشمندان بزرگ ايرانى عربزده و پيروانشان بيش از دو سده به درازا كشيد و فرهنگ حاكم عرب را گسترش چشمگير داد و چون امروز ارزش علمى ندارد نيازى به ترجمهء آن نديده حذف كردم .