تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 243

مساهمون:

ص٢٤٣

باب همزه و شين و آنچه پس از آن‌هاست

اشاءة

[ ا ء ] : با تاء تانيث در پايان . جايى است كه گمان دارم در يمامه يا در بطن « رمّه » باشد . زياد پسر منقذ عدوى چنين مىسرايد :
يا ليت شعرى عن جنبى مكشّحة * و حيث تبنى من الحنّاءة الاطم
عن الاشاءة هل زالت محارمها * ام هل تغيّر من آرامها ارم « 1 »
ريشهء « اشاءه » به معنى نخلهاى كوچك است . اسماعيل حمّاد [ جوهرى فارابى ] گويد : [ همزهء اشاءه قلب شدهء ياء است ، زيرا كه مصغّر آن « اشىّ » است . ] ولى بن جنّى اين سخن را ردّ كرده گويد : [ در سخن تازيان واژه‌اى كه فا و عين يا عين و لام آن همزه باشد نيامده است . بلكه تنها چند كلمه هست كه فاء و لام آنها همزه است مانند « آ ا ة » و « اجأ » . ] بوعلى از محمد بن حبيب برايم « 2 » نقل كرد كه يك اسم خاص آن چنانه « اتاءة » ديده است . سيبويه گويد : [ واژه‌هاى « الاءة » و « اشاءة » بر وزن فعالة هستند كه لام آنها همزه است . ] ولى دربارهء « اباءة » بوعلى از گفتهء بوبكر محمد پسر سرى برايم « 2 » نقل كرد كه از ريشهء « ا ب ى » و در اصل « ابايه » بود ، و با آن چنان كردند كه با عبايه و صلايه و عطايه كردند و از آنها عباءة ، صلاءة ، عطاءة ، ساختند و برخى آنها را با همان ريشهء ياء تلفظ كنند « 4 » . . . [ 274 ]

اشابه

[ ا ب ] : جايى در نجد نزديك شن‌زار است .

اشافى

[ ا ] : بر وزن جمع اشفى - درفش كه بدان چرم را سوراخ كنند . نام دره‌اى در سرزمين بنى شيبان است . اعشى گويد :
هامش
( 1 ) . [ آه از دو سوى « مكشحه » كه دژى با گچ ( حناءه ) مىساختند . آيا سنگ نشانه‌هاى « اشاءه » نابود شده ؟ آيا چاههايش بسته شده است ؟ ] اين شعر در چ ع 2 : 345 : 7 و چ ع 4 : 615 : 8 نيز ديده مىشود و باقى اين شعر در واژهء صنعاء چ ع ، ج 3 ، ص 423 آمده است . ( 2 ) . متن : « اخبرنى ابو على » و « حدثنى ابو على » است . ضمير اول شخص « ى » كه مفعول است به ابن جنى ( م 393 ) باز مىگردد پس بايد فاعل ، ابو على فارسى ( م 377 ) در بغداد باشد نه ابو على قالى ( م 356 ) در قرطبه چنان كه وستنفلد در فهرست ( ج 6 ، ص 324 ) آورده است . ( 4 ) . در اينجا ياقوت نيم صفحه دربارهء ريشهء « اشاء » كه آيا به همزه پايان گيرد يا به ياء گفتگو كرده است كه چون تكرار سخنان پيشين از گفتهء ديگران بود و ارزش علمى برايش نديدم حذف كردم .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 243 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى