تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
آمل طبرستان پيرامن سال 550 درگذشت . 2 ) بونعيم عبد الملك پسر محمد پسر عدّى استرآبادى « 1 » يكى از پيشوايان است . كتابى در « جرح و تعديل » دارد ، از احمد پسر عدّى گرگانى كه او نيز « جرح و تعديل » دارد پيش‌تر است . او در سن 83 سالگى به سال 320 درگذشت . 3 ) حسين پسر حسين پسر محمد پسر حسين پسر رامين استرآباذى « 2 » بو محمد دادرس . در دمشق از بوبكر ميانجى ، در گرگان از بوبكر اسماعيلى و بواحمد پسر عدى و از نعيم پسر بونعيم استرآبادى ، و در خراسان از محمد پسر حسين پسر احمد پسر اسماعيل سرّاج ، و از خلف پسر محمد خيّام و از بوعمر پسر نجيد و جز ايشان در شهرهاى گوناگون حديث شنيد . بوبكر خطيب [ بغدادى ] از وى روايت كرده گويد : راستگو و درستكار و پر سفر بود ، پيران صوفى بسيار را ديدار كرده مدتى در بغداد زيسته در 412 درگذشت . نيز استرآباد : خوره‌ايست در سواد ، كه « كرخ ميسان » نيز خوانده شود . نيز استرآباد چنان كه ابن بنا « 3 » گويد : از بخشهاى خراسان است . [ 243 ]

استرسن

[ ا ت س ] با دو سين بىنقطه و تاى دو نقطه شهرى ميان كاشغر و ختن ، از سرزمين ترك است . بدانجا منسوب است ، بونصر احمد پسر محمد پسر على استرسنى « 4 » بازكندى . چنان كه قاضى بو المحاسن عمر پسر بو الحسن دمشقى مىگفت : به سال 498 به بغداد آمد و از احمد پسر عيسا پسر عبيد الله دلفى حديث نقل مىكرد ، كه در استرآباد از او شنيده بود . گروهى نيز از وى حديث برشنيدند ، مانند بورضا احمد پسر مسعود ناقد .

استغداديزه

[ ا ت ز ] با تاى دو نقطه بالا و دو دال بىنقطه و زاى نقطه‌دار . ديهى در چهار فرسنگى نخشب در فرارود كسانى بدانجا نسبت دارند : 1 ) بومحمد عبد العزيز پسر محمد پسر عاصم پسر رمضان استغداديزى « 5 » ، معروف به نخشبى از دانشمندان و حافظان كه در نخشب به سال 459 يا 457 درگذشت .

استناباذ

[ ا ت ] با تاى دو نقطه بالا و باى يك نقطه پائين و ذال نقطه‌دار . دژى است در ده فرسنگى رى به سرى طبرستان ، كه همان « استوناوند » « 6 » باشد كه گسترده‌تر ياد خواهيم نمود .

استوا

« 7 » [ ا ت ] با تاى دو نقطه بالا . خوره‌اى از نيشابور است ، به زبان ايشان به معنى « آشكار و روشن » است ، نود و سه ديه دارد و قصبهء آن « خبوشان » است ، اين گفتهء بو القاسم بيهقى « 8 » است ولى بوسعد مىگويد : [ استوا از بخشهاى نيشابور است كه خود ديه‌ها بسيار دارد و به خوجان « 9 » پيوسته است ، آنها را با هم « استوا و خوجان » خوانند كه بخشهاى برجستهء
هامش
( 1 ) . ش . ش : 1774 . ( 2 ) . ش . ش : 933 . ( 3 ) . مقدسى : چ ع 25 ، ترجمه 36 . ( 4 ) . ش . ش : 460 . ( 5 ) . ش . ش : 1541 . ( 6 ) . لسترنج : 396 . ( 7 ) . لسترنج : 419 . ( 8 ) . ابو القاسم بيهقى اسماعيل پسر حسين ( حسن ) حنفى فقيه ( 328 - 402 ) او را است : الشامل در فقه حنفى ( كشف الظنون و هدية العارفين ج 1 ص 209 ) و ( زركلى از چند منبع . ) ياقوت در اين كتاب در سه جا مطلب جغرافيايى از او نقل مىكند نه فقهى . ( 9 ) . خووچان ، خبوشان ، قوچان - كنونى است .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 219 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى