تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

ازواره

[ ار ] « 1 » شهركى در بخشهاى اصفهان در كرانهء بيابان . بدانجا منسوب است ، بونصر احمد پسر على ازوارى « 2 » به سال 531 از سعيد صيرفى با خواندن حديث شنيد . پيرى بزرگوار بود ، رهبرى آن شهر مدتى با وى بود و كارها را به راه مىانداخت . بيشتر در اصفهان مىزيست ، بوسعد از گفتهء او نوشته‌ها دارد .

ازوران

[ او ] تثنيهء « ازور » به معنى كج . « روضة الازورين » در « رياض . . . » ها خواهد آمد . مزاحم عقيلى چنين سروده است :
فليت ليالينا بطحفة فاللّوى * رجعن و ايّاما قصارا بمأسل
فان تؤثرى بالودّ مولاك لا اقل * اسأت و ان تستبدلى اتبدّل
عذارى لم يأكلن بطّيخ قرية * و لم يتجنّبن العرار بثهلل
لهنّ على الرّيّان فى كلّ صيفة * فما ضمّ ميث الازورين فصلصل
خيام اذا خبّ السّفا نصبت له * دعائم تعلى بالثّمام المضلّل « 3 »

ازهر

[ ا ه ] : جايى در چند ميلى « طائف » است كه عرجى دربارهء آن چنين مىسرايد :
يا دار عاتكة الّتى بالازهر * او فوقه بقفا الكثيب الاعفر
[ 235 ]
لم الق اهلك بعد عام لقيتهم * يا ليت انّ لقاء هم لم يقدر « 4 »
نيز « ازهر » جايى در يمامه است . كه نخلستان و كشتزار و آب دارد .

ازّه

« 5 » [ ازز ] جايى در كشور فارس است .

ازيلى

[ ا ] با دو ياى دو نقطه ساكن . شهرى در مغرب از بربرستان پس از تنجه ، در گوشهء خليج است كه تا شام كشيده شده . ديوارهء شهر در كرانهء دريا است . آب ايشان از چاه‌هاى شيرين است . بن حوقل گويد : راه از « برقه » تا « ازيلى » در كرانهء خليج تا دهانهء درياى محيط و از آنجا به دست چپ پيچيده است .

ازيهر

[ ا ز ه ] جايى در يمامه ، از آن بنى وعله از جرميان است ، كه فرزندان جرم پسر ربّان پسر حاف پسر قضاعه‌اند . نخل بسيار دارد .
هامش
( 1 ) . امروز « زواره » خوانده مىشود . نگاه كنيد به : لسترنج ، ص 224 و 225 . ( 2 ) . ش . ش : 315 . ( 3 ) . اى كاش شبهاى ما در « طحفه » و « لوى » و روزهايى چند كه در « مأسل » داشتيم باز مىگشت . اگر تو مولاى خود را ترجيح مىدهى نمىگويم بد كردى . و اگر بر جاى او بپذيرى مىپذيرم . دوشيزگانى كه خربزهء ديه نخورده و از علفهاى « تهلل » پرهيز نكرده‌اند تابستانها را در كوه « ريان » و شنزار « ازوران » تا « صلصل » چادرها مىزنند كه ستونها از « ثمام » دارد . ( 4 ) . اى خانهء عاتكه در « ازهر » يا كمى بالاتر در پشت « كثيب اعفر » پس از آن سال ، خانوادهء تو را نديده‌ام . اى كاش ديدار ايشان هيچگاه دست ندهد . ( 5 ) . با اژه - ايگ سنجيده شود .