تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
پسر حرب ملقب به ام البنين نسبت دارد ، او همسر عبد الملك پسر مروان و مادر يزيد پسر عبد الملك بود . عاتكه را در آن زمين كاخى بود كه عبد الملك پسر مروان در آنجا درگذشت . بن حبيب گويد : [ عاتكه دخت يزيد در نزد دوازده « 1 » خليفه خمار از خود باز مىگذارد كه با وى محرم بودند : 1 ) پدرش يزيد بن معاويه « 2 » ، 2 ) برادرش معاويه « 3 » پسر يزيد ، 3 ) جدّش معاويه « 4 » پسر ابو سفيان ، 4 ) شوهرش عبد الملك مروان « 5 » ، 5 ) پدر شوهرش مروان پسر حكم « 6 » ، 6 ) پسرش يزيد « 7 » پسر عبد الملك ، هر يك از سه پسر شوهرش ، 7 ) وليد « 8 » ، 8 ) سليمان « 9 » ، 9 ) هشام « 10 » ، پسران عبد الملك ، 10 ) پسر پسرش « 11 » وليد پسر يزيد ، 11 ) پسر پسر شوهرش يزيد پسر وليد « 12 » پسر عبد الملك ، 12 ) ابراهيم پسر وليد « 13 » بر كنار شده كه او نيز پسر شوهر عاتكه مىبود . اين زن زنده ماند تا كشتن پسر پسرش وليد ، پسر يزيد را نيز بديد ] .

ارض نوح

[ ا ض ] منسوب به نوح پيامبر . نام ديهى در بحرين است .

ارضيط

[ ا ] با ضاد نقطه‌دار و طين بىنقطه . اين چنين ديدم آن را به خامه برخى اندلسيان ، ولى در « ض » آن شك دارم ، زيرا اين حرف در زبان غير تازى نباشد . از ديه‌هاى مالقه است . بو الحسن سليمان پسر محمد ابن الضراوى سبايى نحوى مالقى ارضيطى در آنجا زاده شده است . او پير اندلسيان روزگار خود بود . [ 209 ]

ارطاة

[ ا ] يكى ارطى ، گونه‌اى از « شجر الرمل » وزن آن فعلى است . اديم ماروط - پوست دباغى شده با آن . الف ارطى
هامش
( 1 ) . بنا بر اين عاتكه همهء چهارده خليفهء اموى سالهاى ( 20 - 132 ) را ديده است و با دوازده تن از آنان كه محرم او بوده‌اند بىخمار ( سرپوش ) رو به رو مىشده است . ( 2 ) . دومين خليفهء اموى ( 25 - 64 ) قاتل حسين بن على ( ع ) او در سال سوم خليفگى خود شهر مدينه را قتل عام كرد . دامنهء خونريزى عرب را در خاور تا بخارا و خوارزم و در باختر تا مراكش رسانيد . ( 3 ) . معاويه دوم ، سومين خليفه اموى پس از چند ماه حكومت بطور مرموز كه در تاريخ به درستى ثبت نشده است استعفا داد و مروان يكم پسر حكم كه پيامبر ( ص ) هر دو را از مدينه رانده بود ، بر جاى او به خليفگى نشست . ( 4 ) . معاويهء يكم ( 20 - 60 ) نخستين خليفهء اموى ، فتوحات عرب را تا اقيانوس اطلس رسانيد و در صفين با على ( ع ) جنگيد ، در روز داورى ( حكميّت ) با فريب دادن نمايندهء على ( ع ) به خلافت نشست . ( 5 ) . پنجمين خليفهء اموى و دومين مروانى ( 26 - 86 ) ديوانها تا زمان او به فارسى نوشته مىشد و او آن را به تازى برگردانيد و ريشهء فرهنگ ما را خشكانيد . به روزگار او ايرانيان مسلمان شده حروف عربى را نقطه گذارى كردند تا خواندنىتر باشد ، همهء حروف نقطه‌دار در نوشته‌هاى پيش از اين تاريخ از حفظ و سينه به سينه به پسينيان رسيده است . ( 6 ) . مروان يكم ( 2 - 65 ) نخستين خليفهء مروانى و چهارمين اموى است . او پس از كشته شدن عثمان از مدينه به بصره گريخت و زير پرچم عايشه ضد على ( ع ) جنگيد و پس از شكست به شام گريخت و در صفين زير پرچم معاويه ضد على ( ع ) جنگيد و از سوى يزيد حاكم مدينه شد و مردم او را بيرون راندند . به سال 64 ه . پس از استعفاى معاويه دوم با توطئه‌اى در اردن بر تخت نشست و يك سال بعد همسرش او را در رختختواب خفه كرد . ( 7 ) . يزيد دوم ، نهمين خليفهء اموى ( 71 - 105 ) پس از عمر عبد العزيز به سال 101 به تخت نشست و چهار سال خليفگى كرد و پس از وى برادرش هشام بر تخت نشست . ( 8 ) . وليد يكم ، ششمين خليفه اموى ( 48 - 96 ) موسى بن نصير و طارق را به شمال آفريقا و آندلس فرستاد كه سىهزار دوشيزه را به اسيرى آورد ( اثير ج 4 ص 566 سال 92 ) . ( 9 ) . هفتمين خليفهء اموى ( 54 - 99 ) گرگان و طبرستان را به خون كشيد او دومين بار كه گرگان را بگشود ، اسيران را در چهار فرسنگ به دار آويخت و با خونابهء چهل هزار تن باقيمانده آسيا را بچرخانيد و با چنين آرد نان پخت ( ابن اثير ج 5 ص 35 ) او دو سال و هشت ماه خليفگى كرد . ( 10 ) . دهمين خليفهء اموى ( 71 - 125 ) پس از برادرش يزيد در 105 ه . به تخت نشست و زيد بن على ( ع ) را به سال 120 در كوفه بكشت . ( 11 ) . وليد دوم ( 88 - 126 ) يازدهمين خليفهء اموى كه پسر عمويش يزيد سوم او را كشت . ( 12 ) . يزيد سوم ( 86 - 126 ) معروف به يزيد ناقص دوازدهمين خليفه اموى است كه پس از پنج ماه حكومت مسموم و يا به طاعون درگذشت . ( 13 ) . ابراهيم سيزدهمين خليفهء اموى ( م 132 ) پس از برادرش يزيد به سال 126 بر تخت نشست و 70 روز حكومت كرد . پس مروان دوم ( حمار ) آخرين و چهاردهمين خليفهء اموى بر او شوريد و او را مجبور به استعفا كرد . و به سال 132 در قتل عام امويان به دست عباسيان كشته شد . ( براى تاريخ بنى اميه ، ن . ك : طبرى ، مسعودى ، ابن اثير ، خلدون در سال‌هاى ياد شده ) .