2 ) يحيا پسر محمد ارزنى « 1 » ايى خوشخط با ضبط درست و شعر نيكو بود . او مقدمهاى نيز براى نحو نگاشت . بن حجاج دربارهء وى چنين سروده است :
مثبّتة فى دفترى * بخطّ يحيى الارزنى « 2 »
اين شهر به دست عياض پسر غنم گشوده شد ، او پس از پايان كار جزيره به سال بيستم از راه آشتى با شرايطى همانند آشتى « رها » بدين شهر درآمد . درازاى جغرافيايى شهر سى و شش درجه و پهناى آن سى و چهار و ربع درجه است .
ارزن روم نيز شهرى ديگر از ارمنستان است كه مردمش ارمنى هستند و اين شهر امروز بزرگتر از پيشين است و فرمانرواى مستقل دارد كه در آنجا ساكن است ، منطقهاى گسترده و پرنعمت است . فرمانروايش با مردم به خوشرفتارى شناخته شده است ، ولى فسق و مى خوارگى و كارهاى زننده در آنجا آشكار و بىمانع است و بينندگان نيز باك ندارند .
نيز ارزن
( - دشت ارژن ) در سرزمين فارس نزديك شيراز است و چنان كه شنيدهام عصاهايى كه براى دبوس و تخماق به كار برند ، در آنجا مىرويد . زيبا و پردرخت است . عضد الدوله براى گردش و شكار بدانجا رفته بود ، پس متنبّى بوطيب كه همراه او بود در وصف آنجا چنين سرود :
سقيا لدشت الارزن الطّوال * بين المروج الفيح و الاغيال « 3 »
كه واژهء ارزن را با الف و لام تعريف آورد ، در صورتى كه اين كار دربارهء ارزن روم و ارزن ارمنستان روا نباشد .
بارى گروهى ارزن نخستين را از ديار بكر و مرز روم شمرند و برخى آن را از بخشهاى جزيره دانند . بو فراس حارث پسر حمدان در ستايش سيف الدولهء حمدانى چنين مىسرايد :
و نازل منه الدّيلمىّ بارزن * لجوج اذا ناوى مطول مغاور « 4 »
ولى درست آنست كه از ارمنستان بشمار آيد . ابن فقيه گويد : [ ميان نصيبين و ارزن در سمت راست باخترى سى و هفت فرسنگ باشد ] .
ارزونا
[ ا ] از ديههاى دمشق است .
از آنجا است : احمد پسر يحيا پسر احمد پسر زيد پسر حكم حجورى ارزونى . حافظ بو القاسم گويد : [ حكايتى از خانوادهء او به وسيلهء پسرش بوبكر محمد نقل شده است ] . [ 207 ]
ارسابند
[ ا ب ] با سين بىنقطه و باى يك نقطه و دال بىنقطه ، ديهى در دو فرسنگى مرو است ، كه گروهى از دانشمندان از آنجا برخاستهاند :
1 ) محمد پسر عمران ارسابندى « 5 » .
2 ) بو الفضل محمد پسر فضل ارسابندى « 6 » .
هامش
( 1 ) . ش . ش : 3307 .
( 2 ) . در دفتر من به خامهء يحياى ارزنى نوشته شده است .
( 3 ) . خرم باد دشت پهناور « ارژن » در ميان كشتزارها و بيشههاى خوش آب و هوا .
( 4 ) . ديلمى در « ارزن » با وى به كشاكش پرداخت كه لجوج و پهلوان در پيگيرى است .
( 5 ) . ش . ش : 2841 .
( 6 ) . ش . ش : 2868 .