پسر بو جعفر ارزكانى « 1 » . او از يعقوب پسر سفيان و شاذان و زيادآبادى روايت دارد . ثقت و زاهد بود و در 314 درگذشت .
ارزان
[ ا ز ] با دو نون . از ديههاى اصفهان است . بو سعد گويد : [ از استادم بو سعد احمد پسر محمد حافظ در اصفهان [ 205 ] شنيدم كه افراد زير بدين شهر نسبت دارند :
1 ) بو القاسم حسن پسر احمد پسر محمد ارزنانى آموزگار كور در گذشتهء 453 .
2 ) بو جعفر محمد پسر عبد الرحمن پسر زياد اصفهانى ارزنانى « 2 » حافظ درست كار در گذشتهء 317 . او در شام و « راس عين » از سليمان پسر معافا ، در صور از بوميمون محمد پسر بونصر ، در مصر از يحيا پسر عثمان پسر صالح و از بكر پسر صالح مياطى ، در اصفهان از احمد پسر مهران پسر خالد ، در رى از حسن پسر على پسر زياد سرى ، در خوزستان از عبد الوارث پسر ابراهيم ، در مكه از على پسر عبد العزيز ، در عراق از هشام پسر على و جز وى ، در دامغان از بوبكر محمد پسر ابراهيم پسر احمد پسر ناصح ، در ترسوس از بو درداء عبد الله پسر محمد پسر اشعث روايت مىكند . بو الشيخ عبد الله پسر محمد پسر جعفر ، و بوبكر احمد پسر حسين پسر مهران مقرى و گروهى بسيار از وى روايت دارند . او به دانش و درستى و دقت و پارسايى شناخته بود ] .
ارزنجان
« 3 » [ ا ز ] كه مردمش ارزنگان گويند . شهرى نيكو ، زيبا ، پر درآمد از ارمنستان ، در ميان مرز روم و خلاط ، نزديك ارزن روم است . بيشتر مردمش ارمنى و اندكى هم مسلمانند كه ثروتمند هستند . مى گسارى و فسق در آن آشكار و بسيار است . كسى را منسوب بدانجا نمىشناسم .
ارزنقاباد
[ ا ز ] با باى يك نقطه و ذال نقطهدار . از ديههاى مرو شاهجان است .
ارزن
« 4 » ( ا ز ) بوعلى گويد « 5 » : [ همزه در آغاز ارزن و ادرم در زبان عربى زيادى بشمار آيد و اعراب آن دو صورت دارد :
1 - آنكه فعل بىفاعل فرض شده باشد ، كه در اين صورت ، اعراب غير منصرف را خواهد داشت .
2 - آنكه با ضمير فاعل فرض شود پس صرف خواهد شد ] . نام شهرى نامبردار از نزديك خلاط است ، دژى استوار دارد ، از آبادترين شهرهاى ارمنستان بود ولى اكنون مىشنوم كه ويرانگى بر آن آشكار شده است . گروهى از دانشمندان بدانجا منسوبند : [ 206 ]
1 ) بو غسّان عيّاش پسر ابراهيم ارزنى « 6 » . او از هيثم پسر عدى « 7 » و جز وى روايت دارد .
هامش
( 1 ) . ش . ش : 1600 .
( 2 ) . ش . ش : 2680 .
( 3 ) . لسترنج ص 126 .
( 4 ) . لسترنج ص 121 .
( 5 ) . ن . ك پانوشت ص 61 .
( 6 ) . ش . ش : 2169 .
( 7 ) . هيثم پسر عدى ( 114 - 207 ) پسر عبد الرحمن از مردم كوفه بود و ريشه در منبج داشت و در فم الصلح درگذشت . نديم منصور ، مهدى ، هادى و رشيد عباسى شد . چون متّهم به بدگويى از جدّ عباسيان شد سالها به زندان افتاد و همسرش را به زور از او گرفتند و او را متهم به خارجى بودن كردند . ياقوت در معجم الأدباء : 19 : 304 - 310 چندين كتاب در تاريخ و جغرافياى ايران و عرب به دو نسبت داده و در اينجا بيش از ده مطلب ريشهشناسى نام شهرها از او نقل كرده است .