تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
مدتى مردم مقاومت كردند و دوبار تاتارها را از آنجا راندند ولى در سومين بار شكست خوردند و تاتارها هر كس را ديدند كشتند و كسى جان بدر نبرد مگر آنان كه پنهان شدند ، پس شهر را به بدترين شكل ويران كردند و رفتند ، ولى اندك اندك اكنون به حال پيشين بازگشته بلكه بهتر نيز شده و در دست تاتارها است . گويند : [ نخستين كس كه بنياد اين شهر نهاد فيروز شاه بود كه آن را « با ذان فيروز » ناميد ] . بوسعد گويد : [ شايد نسبت اين شهر به اردبيل پسر ارمينى پسر لنطى پسر يونان باشد . رطل اين شهر بزرگ يكهزار و چهل درم است . ميان اين شهر و « سراو » دو روز ، تا تبريز هفت روز ، تا خلخال دو روز راه است . بسيارى از دانشمندان در هر رشته بدين شهر نسبت دارند . ]

اردستان

« 1 » : [ اد ] با دال و سين بىنقطه و تاى دو نقطه بالا . استخرى گويد : [ شهرى ميان كاشان و اصفهان است . از اصفهان 18 فرسنگ و از « ازواره » دو فرسنگ دور ، در كنار دشت كوه كركس و ساختمانهايش همه زيرزمين است ، خانه و باغهاى بزرگ و زيبا نيز دارد . شهريك ديواره و هر بخش آن يك دژ دارد ، در يكى از دژها آتشكده‌اى هست كه گويند انوشيروان در آن جا زاده شده است . ساختمانهايى در شهر هست كه انوشيروان پسر قباد ساخته است . مردم امروز همگى طرفدار اجتهاد و رأيند ، روستاهايى بزرگ دارد و پارچه‌هاى نيكو از آن به جهان صادر مىشود . گروهى بسيار دانشمند از رشته‌هاى گوناگون از آنجا برخاسته‌اند ، مانند : 1 ) قاضى بو طاهر زيد پسر عبد الوهاب پسر محمد اردستانى « 2 » اديب شاعر كه به نيشابور آمد و [ 199 ] از ياران اصم حديث برشنود . عبد الغافر فارسى از او روايت كرده او را در دنبالهء تاريخ نيشابور ياد مىكند . 2 ) بوجعفر محمد پسر ابراهيم پسر داود پسر سليمان اردستانى « 3 » اديب . او از محمد پسر عبيد نهرديرى و جز وى حديث آرد . احمد پسر محمد جرّاد ، در اصفهان از وى برگرفت و بنوشت . او در ذىقعدهء 415 درگذشت . 3 ) بو محمد عبد الله پسر يوسف پسر احمد پسر بابويه اردستانى « 4 » ساكن نيشابور در گذشتهء سال 409 .

اردشاط

[ اد ] در كتاب فتوح آمده است : [ حبيب پسر مسلمه از ارجيش به اردشاط آمد ، و آن ديه « قرمز » است ، پس از نهر اكراد گذشت و در چمن دبيل فرود آمد . ]

اردشير خرّه

( ا د خ ر ر ) با شين و خاى نقطه‌دار . نامى مركب است به معنى فرهء اردشير . اردشير شاهى از شاهان فارس و اين جايگاه از مهمترين خوره‌هاى فارس است كه شيراز ، گور ، خبر « 5 » ، ميمند ، سيمگان ، ( صيمكان ) ، بر جان ، خوار ، سيراف ، كام فيروز ، كازرون و جز آن از شهرهاى بزرگ فارس در آنست . بشارى « 6 » گويد : [ اردشير خره ، خوره‌اى كهن است كه نمرود پسر كنعان آن را بنيان نهاد ، سپس سيراف پسر فارس آن را بازسازى كرد . بيشتر آن در كنار دريا و سخت گرمسير و پرميوه است . قصبهء آن سيراف است . از شهرهاى آن گور ، ميمند ، نايين ، سيمگان ( صيمكان ) ، خبر ( خپر ) ، خوزستان ، غندجان ، كران ، شميران ، زيرباذ ، نجيرم است . ] استخرى گويد : [ اردشير خرّه در بزرگى پس از خورهء استخر و مركز آن گور است . خورهء فنا خرّه خود بخشى از اين خوره به شمار رود . در اردشير خرّه شهرهايى بزرگتر از گور نيز هست ، مانند
هامش
( 1 ) . لسترنج ص 224 - 225 . ( 2 ) . ش . ش : 1148 . ( 3 ) . ش . ش : 2311 . ( 4 ) . ش . ش : 1751 . ( 5 ) . خپر - خفر امروزين . ( 6 ) . ( - به يارى ) احسن التقاسيم چ ع 422 ترجمه 631 .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 183 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى