و قلت ما اخطا الّذي مثلا * باربل اذ قال بيت الخلا
هذا و فى « البازار » قوم اذا * عاينتهم عاينت اهل البلا
من كلّ « كردىّ » حمار و من * كلّ عراقىّ نفاه الغلا
امّا العراقيّون الفاظهم * چب لى چفانى چفّ چال الچلا
چمّالك اى چعچع چبه تچى * تچب چماله قبل ان ترچلا
هيّأ مخاعيطى الكشحلى مشى * كفّ المكفنى اللّنك اى بو العلا
جفّة بجعصه نتفه مدّة * يكفو به اشفقه بالملا
عكلى ترى هواى قسيمه اعفقه * قل له البويذ بخين كيف انقلا
هذى القطيعة هجعة الخطّ من * عندى تدفّع كم تحطّ الكلا « 1 »
و « الكرد » لا تسمع الّا « جيا » * او « نجيا » او « نتوى زنكلا
« كلّا و بوبو علّكو خشترى » * « خيلو و ميلو موسكا منكلا »
« ممّو و مقّو ممكى » ثم ان * قالوا « بو يركى تجى » قلت لا
و فتية تزعق فى سوقهم * سردا جليدا صوتهم قد علا
و عصبة تزعق و الله تنفر * و شوترايم هم سخام الطّلا
ربع خلا من كلّ خير بلى * من كلّ عيب و سقوط ملا
فلعنة اللّه على شاعر * يقصد ربعا ليس فيه كلا
اخطات و المخطئ فى مذهبى * يصفع فى قمّته بالدّلا
اذ لم يكن قصدى الى سيّدى * جمّاله قد جمّل الموصلا « 2 »
هامش
( 1 ) . بدا بر اهريمن كه مرا به « اربل » آورد . روزى نحس بود كه بىگمان مرا به كربلا انداخت . اشتباه نكرد كسى كه اربل را « بيت الخلا » خواند . در بازارش گروهى فلك زده بيابى . از هر كرد يك خر و هر عراقى يك تن از گرسنگى در رفته بينى . گويش عراقيان چنين است : « چب لى ، چفانى ، چف چال الچلا » . . . چون در عربى لهجهء جنوب عراق « كاف » را « چ » تلفظ كنند « كب لى - بريز براى من » تلفظ مىشود « چب لى » و « كفانى - مرا بس است » « چفانى » تلفظ مىشود . ديگر واژهها نيز گويا چنين باشد . ياقوت بيست بيت از اين قصيدهء ( عربى - كردى ) را آورده و من چون آن را نمىفهمم به همين بسنده كردم و به جاى ترجمهء باقى آن ، سه نقطه نهادم .
( 2 ) . نوشيروان شاعر نابيناى بغدادى در اين قصيده بيست بيتى واژگان عاميانهء لهجهء بغدادى و كردى را پس از نكوهش اربل به كار مىگيرد و احتمالا ياقوت وستنفلد در نقل و روايات واژگان كردى بخصوص مرتكب اشتباه شدهاند . وى از بيت چهارم به بعد موقعيت « بازار » اربل را توصيف مىكند و واژگان لهجهء عربى بغدادى را انقل مىنمايد و سپس در ابيات 12 - 13 - 14 واژههاى كردى را مىآورد . واژگان كردى ظاهرا به گويش كرمانجى متداول در اربل آن روز است كه برخى از اين واژگان با اندك اختلافى در گويشهاى سورانى و گورانى نيز به كار گرفته مىشوند . البته اظهار نظر در مورد صورت اصلى واژگان و مفاهيم آنها با توجه به اينكه واژگان كردى با املاى « عربى » ثبت شدهاند هشت قرن از آن مىگذرد ، دشوار است ولى به هر روى با استفاده از يادداشتهاى دستى آقايان عبد الرحمن پاشا ( محقق كرد اربيلى ) و عبد العزيز محمدپور ( داشبندى ) مىتوان برخى بيتها را اين گونه توضيح داد : « در بيت چهارم و پانزدهم واژهء بازار سر به كار رفته كه در زبان كردى و فارسى مستعمل است ( ن . ك . دانشنامه جهان اسلام : ج 3 : 305 - 307 : واژه بازار ) و شاعر در بازار اربل دو دسته را نام برده كه مشغول خريد و فروش هستند ، دستهاى كه كرد زبان بوده و دستهاى نيز بغدادى [ عرب زبان ] بودهاند كه به گفتهء عبد الرحمن پاشا در آن روزگار به سبب حوادث سياسى كه در بغداد روى نمود گروهى بسيار به اربل مهاجرت نمودند . شاعر در ابيات 6 - 11 واژگان بغدادى را با طنز و مسخره مىآورد و سپس مىگويد : از كردها جز اين واژگان به گوش نمىخورد : « جيا » و « نجيا » كه همان چيه و نه چيه - [ چ ، هه يه ، چ نيه ] به معناى چى داريد ، چى نداريد يا به گفتهء آقاى محمدپور « جيا » در اصل « چيا » از « چون » به معنى رفتن به لهجه كرمانجى و « نجيا » [ نچيا ] يعنى نرفته است . « نتوى زنكلا » كه در كردى « ناته وى زه نگوله » يعنى زنگوله نمىخواهى ؟ فروشنده كرد اين الفاظ را بر زبان مىآورد و خريدار عرب گويد : كلا يعنى نمىخواهم . احتمال هم دارد كلا همان كلاو [ كلاه ] كردى باشد . سپس فروشنده گويد : بوّبوّ چرا نمىخواهى [ عزيزپور : « اى پدر » معنى كرده ] ، علّكو : عبد الرحمن پاشا گويد به لهجه بغدادى علّكو همان علّقه عربى است معنى