اديّات
[ ادى يا ] گويى جمع اديّه [ ا د ى ى ] باشد كه كوچكنما است . نام جايى است ميان ديار فزاره و ديار كلب . راعى نميرى چنين مىسرايد :
اذا بتّم بين الاديّات ليلة * و اخنستم من عالج كلّ اجرعا « 1 »
[ 171 ]
اديم
[ ا ] :
پوست آشكار از هر چيز . نام جايى در سرزمين هذيل است . ابو جندب از ايشان چنين سروده است :
و احياء لدى سعد بن بكر * باملاح فظاهرة الاديم « 2 »
اديم
[ ا د ] بر وزن كوچك نماى ، زمينى است نزديك سومين تپه « سرات » ميان تهامه و يمن كه در گذشته ديار جهينه و جرم بود .
نيز اديم نزديك « وادى القرى » از ديار عذره است ، كه به گفتهء نصر در آنجا ميان ايشان و بنى مرّه كارزارى رخ داده است .
اديمه
[ ا د م ] گويى كوچك نماى ادمه باشد . به گفته بو القاسم محمود بن عمر نام كوهى است . و ديگران گفتهاند اديمه كوهى است ميان قلهى و تقتد در حجاز .
هامش
( 1 ) . اگر شبى در ميان مردم « اديات » بمانيد و سرزمين اجرع را از شتر عالج تهى سازيد .
( 2 ) . آباديهاى سعد بن بكر در « املاح » در پشت « اديم » است .