تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
انا الشجاع الذي انجيت من رهق * شكرت ذلك انّ الشّكر مقسوم
من يفعل الخير لا يعدم مغبّته * ما عاش و الكفر بعد العرف مذموم « 1 »

اجيفر

[ ا ج ف ] كوچك نماى اجفر است ، زيرا كه از جمع قلت مانند مفرد ، تصغير ساخته مىشود ، در كلب - اكلب مىگويند : اكيلب ، در جريب - اجربه مىگويند : اجيربه ، در حمل - احمال مىگويند : احيمال . اجيفر نام جايى در پائين سبعان از سرزمين قيس است . اصمعى آن را از آن بنى اسد دانسته و شعر مرّة بن عيّاش پسر عموى معاوية بن خليل نصرى را به گواه آورده كه براى بنى جذيمة بن مالك پسر نصر پسر قعين زارى مىكند :
و لقد ارى الثّلبوت يألف بينه * حتى كأنّهم اولوا سلطان
و لهم بلاد طال ما عرفت لهم * صحن الملا و مدافع السّبعان
و من الحوادث لا ابا لابيكم * انّ الأجيفر ماءه شطران « 2 »
او مىگفت : [ اجيفر يك پارچه از آن ايشان بود سپس نيمى از آن به بنى سواءة از بنى أسد رسيد .
هامش
( 1 ) . اى مالك ! خداوند از من به تو پاداش نيكو دهاد ، هيچگاه از كمك به ديگرى كوتاه ميا ! كسانى كه نيكى نكنند نيكى نبينند . من همان شجاع هستم كه تو رهايش كردى ، از تو سپاسگزارم . كار نيكو بىپاداش نخواهد ماند زيرا كه كفران نعمت ، بد است . ( 2 ) . « ثلبوت » را مىبينم كه آرامش دارند . گويى زورمند شده‌اند . زمينى دارند كه همواره مردم و اهل « سبعان » آن را از آن ايشان مىشناختند ولى اى بىپدرها ! امروز آب « اجيفر » دو بخش شده است . اين سه شعر در چ ع 1 : 932 نيز ديده مىشود .
معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 132 | ياقوت الحموي / علينقى منزوى