تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
خود گرفته كه آن نيز مذكر است ] . مهمترين دليل مؤنث بودن اجا آنست كه امرؤ القيس در شعر زيرين ضمير اجا را مؤنث آورده گويد :
ابت اجأ ان تسلم العام جارها * فمن شاء فلينهض لها من مقاتل « 1 »
و اگر اجا مذكّر بودى بايستى مىگفت : [ ابى اجاء . . . ] اين دليل نيز نادرست است زيرا كه اين خود كوه نيست كه از تسليم كردن همسايه سرپيچى كرد بلكه ساكنان آنجا بودند . پس ضمير « ابت » به ايشان باز مىگردد و مقصود امرؤ القيس [ ابت قبائل اجأ ] يا [ سكّان اجأ ] و مانند آن است كه در مصرع دوم ( فمن شاء فلينهض لها من مقاتل ) از ايشان به جنگنده تعبير مىكند . و كوه خود جنگنده نباشد و مقاتله از باب مفاعله است كه دو طرف لازم دارد و از يكسو نتواند بود . چون يكى از دوستان نحوشناس من ، از اين سخن من آگاه شد و خواست به سود نحويان استدلال نمايد گفت : مذكر يا مؤنث بودن باب مفاعله به ظاهر لفظ بستگى دارد ، و در اينجا كه مىگويد : [ ابت اجأ ] [ 124 ] مؤنث آوردن ضمير « ابت » براى ظاهر مؤنث « اجأ » است نه براى « قبايل » كه به ادعاى شما حذف شده است . من در پاسخ او گفتم : اين بر خلاف دستور زبان عرب است . مگر نشنيده‌اى حسان ثابت مىگويد :
يسقون من ورد البريص عليهم * بردى يصفّق بالرّحيق السّلسل « 2 »
ضمير در يصفّق مذكر است و به « بردا » كه مؤنث است به تقدير « ماء بردا » كه مذكر و حذف شده است باز مىگردد و هيچكس آن را به صورت مؤنث « تصفّق » نياورده است تا مطابق با ظاهر « بردا » باشد كه مؤنث است و هيچ واژه بدين وزن ، مذكر نبوده است . ولى در يك آيت از قرآن مىبينيم كه يك بار ضمير را به ظاهر و يك بار به واژهء حذف شدهء آن باز گردانيده گويد : [
وَ كَمْ مِنْ قَرْيَةٍ أَهْلَكْناها فَجاءَها بَأْسُنا بَياتاً ، أَوْ هُمْ قائِلُونَ
؟ « 3 » ] ( اعراف : 7 : 4 ) كه نخست در « فجاءها » ضمير مفرد مؤنث است و به ظاهر « قريه » باز مىگردد . سپس در همان آيه در « او هم قائلون » ضمير جمع مذكر است و به « اهل القرية » كه حذف شده است باز مىگردد . و اين روش قرآن هيچگونه اشكالى در بر ندارد . در مورد گفتگوى ما ، براى مؤنث جلوه دادن جبل راهى نيست مگر آنكه آن را به « بقعه » تاويل نمائيم و اين زورگويى است ، و مذكر بودن آن آشكار است زيرا چنان كه پيشتر گفته و پس از اين نيز خواهيم گفت جبل مذكر است و نام مردى را كه باز مذكر است بر خود دارد ، و آن مكان ، موضع ، منزل ، موطن ، محل ، مسكن است ، از هر عرب اگر بپرسيم « اجأ » چيست ؟ مىگويد : كوه ( جبل ) است و نمىگويد : بقعه ( جاى ) است . پس هيچ دليلى براى مؤنث بودن آن نيست . از سوى ديگر ، من تاكنون به شعرى عربى برخورد نكرده‌ام كه در آن « اجأ » غير منصرف به كار رفته باشد ، با اينكه ايشان بسيار جاها كه در ضرورت شعر ، اسم را منصرف مىسازند در نثر همان را غير منصرف به كار مىبرند ، تا آنجا كه بسيارى از نحويان ، در اين مسأله نظر كوفيان را بر بصريان ترجيح مىدهند . من در اينجا شعرهايى كه به نظرم رسيده است مىآورم ، يكى از آنها همان شعر امرؤ القيس [ ابت اجأ ] و ديگر شعر عارق طايى است كه :
و من مبلغ عمرو بن هند رسالة * اذا استحقبتها العيس تنضى من البعد
هامش
( 1 ) . اجا از تسليم كردن همسايه امتناع ورزيد ، پس هر جنگنده كه مىخواهد براى دفاع به پا خيزد . ( 2 ) . به كسى كه بر ايشان به « بريص » درآيد آب خنك آميخته با رحيق سلسل خمر معطر مىنوشانند . اين شعر در چ ع 1 : 600 نيز ديده مىشود . ( 3 ) . چه بسيار شهرها كه به هنگامى نابودش كرديم كه به شب خفته يا در خواب بامدادان بودند .