تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معجم البلدان ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧

باب همزه و جيم و ادامه آنها

اجا

[ ا ج ] بر وزن فعل مهموز و مقصور است ، منسوب به آن مىشود « اجئى » بر وزن اجعى ، نامى بر ساخته براى مردى بود و چنان كه خواهيم گفت به كوه داده شد ، و چنان كه ابن اعرابى گفته است مىتواند و اگر فته از معنى گريختن باشد . گويند : اجأ الرّجل - مرد بگريخت . زمخشرى گويد : [ اجا و سلمى دو كوه در دست چپ سميراء است و من آن دو را ديدم كه بلند هستند . ولى زمخشرى نمىگويد دست چپ رونده يا بازگردنده از مكه است ] . ابو عبيد سكونى گويد : [ اجا يكى از دو كوه طى است در باختر فيد و ميان آن دو ، دو شب راه است و ديه‌ها بسيار دارد ، درازاى منزلهاى طى به جز « فيد » در اين دو كوه ده شب راه است كه به پايان اجا و قرّيات در سمت شام مىرسد . [ 123 ] ميان مدينه و اين دو كوه از بيراهه سه مرحله است ، ميان اين دو كوه و تيما كوه‌ها هست كه در جاى خود در اين كتاب بيايند و از آنها است ؛ دبر ، غريّان ، غسل ، كه ميان هر دو كوه يك روز ، و ميان دو كوه و فدك يك شب ، و ميان آن دو كوه و خيبر پنج شب راه است ] . دانشمندان عربشناس « 1 » گويند : [ اجا از نام مردى و سلمى از نام زنى گرفته شده است . داستان ايشان چنانست كه مردى از ابر مردان ( عمالقه ) كه « اجأ » پسر عبد الحى نام داشت دلباختهء زنى از هم نژادان خود بنام « سلمى » شد كه دايه‌اى بنام « عوجا » مىداشت ، اين دو در خانهء او با هم ديدار مىكردند ، تا آنكه برادران سلمى به نامهاى غميم ، مضلّ ، فدك ، فائد ، حدثان و همسرش به آن دو هشدار دادند . سلمى از ترس ايشان با اجا و عوجا بگريختند ، پس همسر و برادران سلمى ايشان را پيگيرى كرده ، در كوهى به سلمى رسيدند و او را كشتند و كوه بنام او سلمى خوانده شد ، و عوجا را در دامنهء ميان دو كوه گرفته كشتند و آن جا نيز بنام وى خوانده شد ، پس اجا را در كوهى ديگر يافته كشتند و آن كوه نيز بنام اجا خوانده شد . اين گروه نيز به خانه باز نگشتند و هر يك در مكانى ديگر زندگى كردند و نام خود را بدانجا دادند ] . بندهء نيازمند خدا ( ياقوت نگارنده ) گويد : [ اين يكى از دليلهاى من است بر نادرستى سخن نحويان كه گويند اجا مؤنث است و غير منصرف ، زيرا كه « جبل » خود مذكر است و نام مردى به
هامش
( 1 ) . متن : « العلماء باخبار العرب » داستان اجأ و سلمى كه ياقوت در 7 صفحه آورده است نمونه‌اى از تاريخ سازى براى جزيرهء عرب پيش از اسلام است كه در سدهء دوم به دست ايرانيان وابسته به عرب بر ضد شعوبيان ايرانى كه منكر تاريخ عرب بودند ساخته شده است . نه تنها قهرمانان اين افسانه خيالى هستند بلكه در روايت كنندگانش نيز سند سازى شده است . سكونى كه در پانوشت 1 : 7 : 15 ياد شد چندان شناخته نيست ، نام عيزار و ابو العرماس جز يك بار در همين جا ديده نشده است . ابو ندا نام استاد خيالى حسن غندجانى ، و ابو يقظان نام سمبليك عبد اللّه بن سباى معروف خيالى است .