درگذشت پس آمنه دخت وهب پسر عبدمناف پسر زهره پسر كلاب پسر مرّه پسر كعب لؤى غالب همه ساله به ديدار گور شوى خود به مدينه مىآمد . پس چون پيامبر ( ص ) شش ساله شد ، آمنه از براى بازديد بيامد و عبد المطّلب و ام ايمن دايهء پيامبر ( ص ) با وى بودند ، پس چون در راه بازگشت به مكه به ابوا رسيد ، درگذشت . ] و گويند [ چون ابو طالب براى ديدار فاميل مادرى خود بنى نجّار به مدينه آمد ، آمنه مادر رسول خدا ( ص ) را نيز با خود بياورد و در بازگشت به مكه در ابواء درگذشت . ]
ابوى
[ ا و ا ] : با الف كوتاه . نام دو ديه است در راه بصره به مكه ، كه به [ 101 ] « طسم » و « جديس » نسبت دارند . مثقّب عبدى چنين سروده است :
الا من مبلغ عدوان عنّى * و ما يغنى التّوعّد من بعيد
فانّك لو رأيت رجال ابوى * غداة تسر بلوا « 1 » حلق الحديد
اذا لظننت جنّة ذى عرين * و آساد الغريفة فى صعيد « 2 »
ابوى
[ ا ب و ا ] : با الف كوتاه . نام جايى يا كوهى به شام است . نابغهء ذبيانى در عزاى برادر چنين مىسرايد :
لا يهنئ النّاس ما يرعون من كلاء * و ما يسوقون من اهل و من مال
بعد ابن عاتكة الثّاوى على ابوى * اضحى ببلدة لاعمّ و لا خال
سهل الخليفة مشّاء باقدحه * الى ذوات الذّرى حمّال اثقال
حسب الخليلين نأى الأرض بينهما * هذا عليها و هذا تحتها بال « 3 »
ابواز
[ ا ] : با زاى نقطهدار . از كوههاى ابو بكر بن كلاب ، در پيرامون « نملى » است .
ابواص
« 4 » [ ا ] : با صاد بىنقطه ، جايى است كه در شعر اميّه پسر ابو عايذ هذلى آمده است :
لمن الدّيار بعلى فالأحراص * فالسّودتين فمجمع الأبواص « 5 »
سكّرى گويد : [ برخى آن را « انواص » با نون آوردهاند . ] اصمعى اين قصيده را با قافيت صاد بىنقطه ياد مىكند .
ابوان
[ ا ] : ديهى در صعيد پائين از سرزمين مصر است در باختر « نيل » كه به « ابوان عطيّه » معروف است . ابوان نيز شهرى بوده است نزديك دمياط در مصر ، كه مردمش نصارايند و شراب نيكو سازند . و نسبت بدان بر خلاف قاعده « بونى » باشد ، و همهء اين كارگزارى را بدان نسبت داده « ابوانيه » نامند .
ابوان
نيز نام ديهى از خورهء بهنسى در صعيد مصر باشد .
ابو خالد
[ ال ] : نام دريايى است كه خداوند فرعون و سپاهش را در آن غرق كرد و آن درياى قلزم است كه از روى آن از
هامش
( 1 ) . واژهء « تسربلوا - شلوار پوشيدند » را كه ريشهء ايرانى دارد ، عبدى ، كه به گفتهء مرزبانى 384 ه . در « معجم الشعراء ص 303 » شاعر جاهليت بحرين است ، يا از ايرانيان بحرين گرفته و يا از ساختههاى ضد شعوبيان ايرانى است ، كه مرزبانى بسيارى از آنان را در كتاب خود آورده است .
( 2 ) . آيا كسى هست كه پيام مرا به « عدوان » برساند ؟ تهديد از راه دور نيز سودمند نبود . تو اگر مردان « ابواء » را ببينى كه شلوار زرهى مىپوشند آنان را شيران بيابان انگارى .
( 3 ) . پس از « ابن عاتكه » ، آب و چراگاه و خانمان براى مردم ، خوشايند نباشد كه او در « ابواء » جايى خفته است كه نه عمو و نه دايى دارد . جدايى براى دو دوست همين بس كه يكى روى زمين و ديگرى در زير آن باشد .
( 4 ) . ابراص - چ ع ، ج 1 ، ص 79 ، مجمع الابواص ( چ ع 1 : 146 : 19 ) .
( 5 ) . اين خانهها در « عليا » و « احراص » و « سودتين » و « مجمع الابواص » از آن كيست ؟ اين شعر در چ ع ، ج 1 ، ص 146 فارسى ص 143 ، 371 و ج 3 ، ص 183 ، 364 ، 483 ، 716 و ج 4 ص 793 ، 813 و 976 تكرار شده .