در ميان دانايان شك نيست كه هم دارايىهايى چون دارايى بنى نضير و ديگران كه به صلح گرفته شد فىء ناميده مىشود و هم زمينهاى سواد و جز آن كه به زور گرفته شد ولى فرق اين دو فىء در آن است كه فىءهايى كه با زور گرفته شد از آن مسلمانانى بود كه در جنگ شركت داشتند و ميان آنان تقسيم مىشد ، چنان كه پيامبر دربارهء « خيبر » و غنايم آنجا انجام داد ، و آن فىءهايى كه صاحبانش از در صلح درآمدند مانند « وادى القرى » و « فدك » يا مردم آنجا را رها كرده و هنوز با مسلمانان روبهرو نشده گريختند مانند دارايى بنى [ 47 ] نضير حكم آنها با پيامبر ( ص ) و پيشوايان بود ، كه به هر كس مىخواستند مىدادند ، چنان كه پيامبر ( ص ) انجام داده بود .
غنيمت :
آن چيزى است كه از دارايى مشركان گرفته شود ، مانند زمينهاى خيبر كه پيامبر ( ص ) آنها را پس از برداشت خمس ، ميان ياران خود تقسيم نمود و هر قسمت از آن به گروهى ويژه داده شد . اينها با سرزمينهاى سواد فرق دارد كه آن نيز به زور و جنگ گرفته شد ولى عمر چنان ديد كه آنها را ملك همگان سازد تا تقسيم نگردد ، لذا فىء جاودانهء مسلمانان شناخته شد كه درآمد آن همه ساله به ايشان داده مىشد . اموال صامت نيز غنيمت شمرده مىشود « 1 » كه خمس آن را گرفته باقى مانده را بر كسانى كه در جنگ شريك بودند تقسيم مىكردند بطورى كه سه سهم به اسواران و يك سهم به پيادگان داده مىشد . اين برداشت من ( ياقوت ) بود كه از راه قياس بدان رسيده و روايتى كه بدان تكيه كنم نديده بودم تا آن كه به كتاب « اموال » از ابو عبيد قاسم پسر سلام « 2 » دست يافتم و نظر او را برابر آنچه من گفته بودم ديدم كه مىگويد :
دارايىها كه پيشوايان اسلام به دست دارند سه گونه است كه در كتاب خدا ياد شده است : صدقه ، فىء ، خمس . كه هر يك بر چند گونه است .
صدقه :
زكات و مالياتى كه مسلمانان مىپردازند از : زر ، سيم ، شتر ، گاو ، گوسفند ، حبوبات ، و ميوه ، متعلق به هشت دستهاى است كه خدا از آنها نام برده « 3 » و حق ويژهء آنان است .
عمر گويد : [ اين ( اموال زكات ) از آن آنان ( هشت دستهء ياد شده ) است ] .
هامش
آشتيانى دربارهء يكى از آنها كتاب « خاندان نوبختى » را پخش كرد .
( 1 ) . متن : الاموال الصامته . . . كه در برابر اموال ناطقه است كه به مردمى گفته مىشد كه پس از اسيرى به دست عربها برده شده جزو دارايى منقول به شمار مىآمدند ، صفت ناطق براى تميز آنها از حيوانات بىزبان مملوك بود .
( 2 ) . قاسم بن سلام مولاى خراسانى ( 157 - 223 ) پدرش بردهء سريانى در هرات مىزيست و قاسم در هرات بزاد و از دبيران خاندان طاهر شد و كتابهائى از جمله « غريب الحديث » را براى عبد الله بن طاهر نگاشت . او 18 سال قاضى شهر ترسوس در سوريه بود . ( خلكان 3 : 225 - 227 ) . كتاب الاموال او در مصر 1353 ق چاپ شده است . او از منابع ياقوت در دستور و زبان عرب است و بنا بر فهرست وستنفلد بيش از سى بار در اين كتاب از وى نقل آمده است .
( 3 ) . قرآن كريم در سورهء توبه ( آيه 60 ) از اين هشت دسته نام برده و مىفرمايد :« إِنَّمَا الصَّدَقاتُ لِلْفُقَراءِ وَ الْمَساكِينِ وَ الْعامِلِينَ عَلَيْها وَ الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَ فِي الرِّقابِ وَ الْغارِمِينَ وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ فَرِيضَةً مِنَ اللَّهِ »مقصود از اين صدقات در آيه زكات است زيرا در آخر فرموده فريضة من الله يعنى واجبى است كه خدا معين نموده و اين زكات را مطابق آيه در هشت طائفه و مورد مىتوان مصرف كرد : 1 ) فقراء ، 2 ) مساكين ، 3 ) عاملين و كاركنان دولت اسلامى ، 4 ) مؤلفة قلوب ، 5 ) آزاد كردن بندگان ، 6 ) بدهكاران ، 7 ) در راه خدا ( جهاد و تبليغ ) ، 8 ) در راه ماندگان . در متن وستنفلد : « فهذه هى الاصناف الثمانية » ضبط شده كه اشتباه است و درست آن « فهذه هى للاصناف الثمانية » است .