تخطي إلى المحتوى الرئيسي

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
شرح : « تبعة الشّىء » پيامد يك‌چيز . آن‌چه را با شادمانى مىسازيد ، اندكى بعد مىرود و حساب و كيفرش مىماند ! و روشن است كه كارها را با آثار و پيامدهاى نيك و بدش مىسنجند .

428 - و قال عليه السلام : « اخبر تقله . »

ترجمه : مردم را بيازماى ، تا دشمن گردى . « 1 » شرح : « اخبر » فعل امر از « الاختبار » آزمودن ؛ « تقل » از « القلى » يا « القلاء » به معناى كينه و دشمنى ، فعل مضارع مجزوم به جواب امر و علامت جزم ، حذف حرف عله از آخر آن و « هاء » براى سكت است . شريف رضى مىگويد : برخى اين حكمت را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله نقل كرده‌اند و نقل ثعلب از ابن اعرابى مؤيد آن است كه اين كلام از على عليه السّلام است . ابن اعرابى از مأمون نقل مىكند : اگر على عليه السّلام نگفته بود : « بيازماى تا دشمن گردى » ، من مىگفتم : دشمنى كن تا بيازمايى . معناى گفتار مأمون چنين است : حقيقت افراد از دشمنان آنان دانسته مىشود و نه دوستانشان ، زيرا چشم رضايت ، بدىها را نيك جلوه مىدهد ! « 2 »
هامش
( 1 ) . ابو العلاء معرّى چنين سروده است :« جرّبت دهري و أهليه فما تركت * لي التّجارب في ودّ امريء غرضا »روزگار و اهلش را آزمودم و تجربه‌ها انگيزه‌اى براى دوستى با مردم برايم به‌جا نگذاشت . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 20 ، ص 81 . ( 2 ) . از ظاهر كلام مأمون برمىآيد كه مقصودش چنين است : « ابراز دشمنى با افراد سبب مىشود تا آزموده شوند و باطنشان آشكار گردد . » در واقع ، سخن مأمون عكس كلام امام است . برخى شارحان نيز اين‌گونه برداشت كرده‌اند . نك : شرح ابن ميثم ، ج 5 ، ص 452 . ( مترجم ) .