ديگر ، شدت و ضعف . امام عليه السّلام در اين حكمت به بخشى از ضعفهاى انسان اشاره مىكند :
2 - از زمان و مكان مرگ خود آگاه نيست ؛
2 - بيمارىهاى روحى و جسمى فراوانى دارد كه راه درمان بسيارى از آنها ناشناخته مانده است ؛
3 - از او به سبب كارهايش حسابرسى مىكنند و بر همين اساس پاداش و كيفر مىبيند ؛
4 - گرچه نمىتوان توانايى و عقلش را با پشهاى كوچك سنجيد ، ولى [ با همه بزرگىاش ] از آزار پشهاى در امان نيست و از همين جنبه نيز از او ناتوانتر است ؛
5 - گاه ممكن است آبى كه مايه زندگى است ، گلوگيرش شود و به حياتش پايان دهد . نمونه اين سخن در حكمت 275 بيان گرديد : « بسا نوشنده آبى كه پيش از سيراب شدن گلوگيرش شد » ؛ « 1 »
6 - عرق كردن ، بدبويش مىكند و اين نهايت سستى و ناتوانى است .
انسان با عقل خويش مىتواند به ناشناختهها دست يابد ، با ساخت وسيلهاى به ماه و مريخ پا گذارد ، رازهاى موجودات را دريابد و در لحظهاى هزاران داده را ثبت نموده و از اخبار جهان آگاه شود . به همين سبب ممكن است دچار نخوت و غرور شده و خود را برتر از ديگر موجودات بداند . در اين حكمت ، امام عليه السّلام او را به اين حقيقت آگاه مىكند كه هر موجودى حتى
هامش
( 1 ) . « ربّما شرق شارب الماء قبل ريّه » .