324 - و قال عليه السلام : « اتّقوا معاصي اللّه في الخلوات فإنّ الشّاهد هو الحاكم . »
ترجمه : از نافرمانى خدا در نهانها بپرهيزيد ، زيرا همان كه گواه است ، داورى مىكند .
شرح : هر حاكمى براى داورى به دو چيز نيازمند است : يكى بيان شارع و قانونگذار و ديگر ، دليل و شاهدى در بيرون و عالم واقع براى تشخيص حقگو و دروغگو . خداى سبحان سرچشمه بيانهاى شرعى و داناى پنهان و آشكار است و ازاينرو ، كسى كه پنهانى معصيت مىكند از كيفر او در امان نيست . « 1 »
325 - و قال عليه السلام لمّا بلغه قتل محمّد بن أبي بكر : « إنّ حزننا عليه على قدر سرورهم به إلّا أنّهم نقصوا بغيضا و نقصنا حبيبا »
ترجمه : زمانى كه از كشته شدن محمد بن ابى بكر با خبر شد ، فرمود :
همانا اندوه ما در [ شهادت ] او ، به اندازه شادى آنان ( شاميان ) است . از آنان دشمنى كاست و از ما دوستى برخاست .
شرح : اگر مرگ نيكان سبب اندوه پرهيزگاران مىشود ، طبيعى است كه منافقان شادمان گردند . در نامه 34 بيان شد كه امام عليه السّلام با شنيدن خبر شهادت
هامش
( 1 ) . اگر شاهد ، همان حاكم باشد ، نيازى به شاهد ديگر نيست . خدا هم حاكم است و هم شاهد . از اين رو ، سزاوار است انسان به شايستگى از خدا پروا كند . شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، ج 19 ، ص 317 .